اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۸۹
بدون دیدگاه »
هنوز محاسبات دقیق را تمام نکرده ام ولی با تخمین سر انگشتی به این نتیجه رسیدم که یورو تا سطح ۱٫۲۴۵۰ نزول خواهد کرد و سپس شروع به بازسازی روند خواهد نمود.رادیکالهای بازار(عمدتا تحلیل گرهای هندی الاصل) پیش بینی های ۱٫۱۷ و هکذا میکنند که به زعم من خارج از شوخی و مزاح تفسیرهای حزب بادی است.در مورد طلا هم چشم اندازهای ۲۰۰۰ دلاری در اونس می بینند.راستی جان مورفی به نکته جالبی اشاره کرده که امکان ندارد دولت آمریکا دچار نکول شود چون ارز معتبر دنیا را در اختیار دارد.خاطرتان باشد چند وقت پیش درباره نکول دولت آمریکا نوشته بودم.روی کاغذ امروز دولت امریکا شرایطی بمراتب بدتر از یونان دارد ولی خودتان ملاحظه می فرمایید و لازم به توضیح بیشتر نیست که تازه از شر مار مردم به اژدها پناه می برند.
ایندکس دلار ظرف هفته آینده به پیک خود حول و حوش ۸۵ نزدیک می شود و در یک بازه زمانی دو ماهه به سطوح ۷۲ یا پائینتر نزول خواهد نمود.خاطرتان باشد در این سطوح قیمت طلا در اوج قرار داشت.بنابراین خریداران طلا آماده باشند.
ولی بحران یونان بحثی جدید را به پیش خواهد کشید که کشورها در مقایسه با تولید ناخالص ملی خود چه حجمی از بسته های حمایتی را اجرا کرده اند.به زبانی ساده چقدر پول تزریق کرده اند! یعنی ساده تر چقدر از ارزش پولشان از دست رفته یا خواهد رفت؟ یا خیلی خیلی ساده تر چقدر تورم در آینده نه چندان دور برای مردم چهارگوشه دنیا به ارمغان خواهند آورد؟
تمام ارزهای متکی به کالا مثل دلار استرالیا و نیوزیلند، ین ژاپن نیز تحت تاثیر همین عامل مدام دچار کاهش تدریجی در مقابل دلار شده اند.اتحاد اروپا خود نیز تمایل به سکوت در مقابل این کاهش ارزش یورو نشان داده است چرا که بانکها میتوانند بی سروصدا پولهای تزریق شده به بازار را نیز از این راه جمع آوری کنند و ضمنا صادارت توجیه مثبت پیدا کرده و مطمئن باشید به تولید و صنعت کمک شایانی خواهد نمود.منتظر آمارهای اقتصادی چهارماهه دوم و سوم اروپا باشید.آلمان و فرانسه بعنوان بزرگترین وام دهنده های اتحادیه اروپا عمده پولی را که صدقه سری به یونان وام می دهند را از محل همین افزایش ارزش یورو جبران خواهند نمود و جو کنونی هم عمدتا به پروپاگاندا و ایجاد هراس عمومی برای راضی کردن افکار عمومی خود در مساله کمک به یونان بنفع این دو کشور عمده حوزه یورو عمل خواهد کرد.
مخلص کلام این بحران تمام کشورهای درحال توسعه را چند پله عقب انداخته است و رشد ثروت و رفاه را در این کشورها کند خواهد کرد.تولید و صنعت ضربه خورده و هنوز راه درازی را دارد که بپیماید.ارادتمند
اردیبهشت ۳م, ۱۳۸۹
بدون دیدگاه »
شنبه هفته قبل هفدهم آوریل با یکی از رفقا که دیوید نامی است (همون داوود خودمون) رفته بودیم شکار بشقاب پرنده. بگذریم که یک هفت هشت کیلومتری که از شهر خارج شدیم و پیچیدیم در یکی از فرعی هایی که دوهزاربار از کنارش قبلا بی توجه عبور کرده بودم و خلاصه رفتیم به سمت ارتفاعات.
کم کم نشانه های تمدن محو شد و بعد هم علایم وجود انسان، خلاصه بعد از پنجاه دقیقه رانندگی لذت بخش در پیچ و خم های جنگلی مرتفع سیگنال تلفن های همراه هم بقول داوود بومممم!دلم خوش بود به چهل پنجاه لیتر بنزین موجود در باک ماشین که می تونست ما رو تا یه جایی برگردونه و صد البته دستگاه جی پی اس و جاده آسفالته که خیالم رو راحت کرده بود که سوار ماشین زمان نشده ام و از شانس پیچ در پیچم به گذشته برگردم.
سرتون رو در نیارم رسیدیم به مزرعه خیلی خیلی خیلی(همون واقعا ضربدر سه انگلیسی) باحال بگم که بهترین واژه دم دستم ه.

صاحب مزرعه یک پیرمرد سرپا و خوش قدوقامت و قد! خنده تعطیل ولی سخاوت هزار! یک جایی رو درست کرده برای کسانی که عاشق تیراندازی هستند و مایل به کشتن جانداران نیستند و در ازای چند دلاری می تونید برید اونجا و پولهاتون را آتش بزنید!مجوز آتش باری هامون رو نشون دادیم و رفتیم به بانکر (سنگر) مخصوص شلیک و موضع گرفتیم. من عاشق تیراندازی ام و تجربه خوبی هم با سلاح های مختلف دارم.یک نکته ای از این پیرمرد یاد گرفتم در شلیک به اهداف متحرک که هاج و واج مونده بودم از این واکنش زیبا و غیر ارادای مغر انسان.
وقتی می خواستم قسمت بالای هدف متحرک را مورد اصابت قرار بدهم تیرم خطا میرفت، معمولا من مرکز هدف رو نشانه میرفتم و با ضریب بالایی هم شلیک های موفقی داشتم.یک دفترچه کوچکی هم دارم که لاگ های(رکورد) تیراندازی را در آن یادداشت میکنم.حتی میزان رطوب هوا، دما و سرعت وزش باد و صد البته نوع سلاح.گواه اداعی شلیک های موفق هم همان دفترچه دستنویس خودم هست!

پیرمرد از کار من و داوود(دیوید) خوشش آمده بود و خواست بیاد و قاطی بازی مون بشه، بمن گفت جوون میتونی بالای هدف رو بزنی؟تعجب کردم از سوال چون تا بحال بفکر خودم نرسیده بود، فکر کردم شوخیش گرفته برعکس ظاهر جدی که داشت و خلاصه هزارتا فکر از سرم گذشت و بعد بدون اینکه عکس العمل احساسی نشون بدم با غرور سوپر آریاییم! جواب دادم یه امتحانی میکنم.خلاصه لب و لوچه هام بعد از ده دوازده شلیک آویزون شد و تعجب کردم که چطور حتی نتونسته بودم خود هدف را هم با سلاح خودم مورد اصابت قرار بدم!
پیرمرد خنده ای بدون نشانی از تمسخر کرد و گفت اینبار که شلیک کردی سعی کن پایین هدف رو مورد اصابت قرار بدی، و من هم مثل بچه حرف گوش کن همون کار را انجام دادم و با کمال تعجب دیدم که بالای هدف مورد اصابت قرار گرفت.
این واکنش فقط مختص من نبود بلکه داوود هم عکس العمل مشابه من رو داشت، خلاصه سعی کردیم ته و توه کار رو در بیاریم و متوجه شدم که مغز قابلیت یک سری حرکات اصلاحی غیر ارادی را دارد که خارج از کنترل سمپاتیک شماست، وقتی پایین هدف متحرک را نشانه میگیرید مغز در هنگام عکس العمل که کل این فرآیند از دیدن و تعقیب کردن هدف تا شلیک و اثابت سه ثانیه هم نمی شود، یک سری ضرایب امنیتی را بصورت غیر ارادی در نظر می گیرد که کاملا غیر ارادی است.حالا اینکه شما چطور وسط هدف را نشانه میگیرید و اصابت میکند خودش یک پست مجزاست.حالا ما پز تیراندازی مان را دادیم و عکس سلاح آنروزمان را هم گذاشته ایم که کلا چیزی ته دلمان نمانده باشد.
پی نوشت: من هرگز با اسکوپ شلیک نمی کنم.محافظه کاریم دیگه چه کنیم.