<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بخشوده</title>
	<atom:link href="http://www.nissiblog.com/?feed=rss2" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.nissiblog.com</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Wed, 05 May 2010 23:40:15 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.1</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>بحران یورو و چشم انداز دلار</title>
		<link>http://www.nissiblog.com/?p=778</link>
		<comments>http://www.nissiblog.com/?p=778#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 05 May 2010 23:40:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بخشوده</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصادی]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[اروپا]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[بحران]]></category>
		<category><![CDATA[بین الملل]]></category>
		<category><![CDATA[تلاش]]></category>
		<category><![CDATA[ثروت ، هوش]]></category>
		<category><![CDATA[دلار]]></category>
		<category><![CDATA[طلا]]></category>
		<category><![CDATA[مدیریت]]></category>
		<category><![CDATA[منافع ملی]]></category>
		<category><![CDATA[نفت]]></category>
		<category><![CDATA[یورو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nissiblog.com/?p=778</guid>
		<description><![CDATA[هنوز محاسبات دقیق را تمام نکرده ام ولی با تخمین سر انگشتی به این نتیجه رسیدم که یورو تا سطح 1.2450 نزول خواهد کرد و سپس شروع به بازسازی روند خواهد نمود.رادیکالهای بازار(عمدتا تحلیل گرهای هندی الاصل) پیش بینی های 1.17 و هکذا میکنند که به زعم من خارج از شوخی و مزاح تفسیرهای حزب بادی است.در مورد طلا هم چشم اندازهای 2000 دلاری در اونس می بینند.راستی جان مورفی به نکته جالبی اشاره کرده که امکان ندارد دولت آمریکا دچار نکول شود  چون ارز معتبر دنیا را در اختیار دارد.خاطرتان باشد چند وقت پیش درباره نکول دولت آمریکا نوشته بودم.روی کاغذ امروز دولت امریکا شرایطی بمراتب بدتر از یونان دارد ولی خودتان ملاحظه می فرمایید و لازم به توضیح بیشتر نیست که تازه از شر مار مردم به اژدها پناه می برند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>هنوز محاسبات دقیق را تمام نکرده ام ولی با تخمین سر انگشتی به این نتیجه رسیدم که یورو تا سطح ۱٫۲۴۵۰ نزول خواهد کرد و سپس شروع به بازسازی روند خواهد نمود.رادیکالهای بازار(عمدتا تحلیل گرهای هندی الاصل) پیش بینی های ۱٫۱۷ و هکذا میکنند که به زعم من خارج از شوخی و مزاح تفسیرهای حزب بادی است.در مورد طلا هم چشم اندازهای ۲۰۰۰ دلاری در اونس می بینند.راستی جان مورفی به نکته جالبی اشاره کرده که امکان ندارد <a title="عقاب در گردباد - چشم انداز کوتاه مدت دلار آمریکا  (قسمت اول)" href="http://www.nissiblog.com/?m=20091210" target="_blank">دولت آمریکا دچار نکول شود</a> چون ارز معتبر دنیا را در اختیار دارد.خاطرتان باشد چند وقت پیش درباره نکول دولت آمریکا نوشته بودم.روی کاغذ امروز دولت امریکا شرایطی بمراتب بدتر از یونان دارد ولی خودتان ملاحظه می فرمایید و لازم به توضیح بیشتر نیست که تازه از شر مار مردم به اژدها پناه می برند.</p>
<p>ایندکس دلار ظرف هفته آینده به پیک خود حول و حوش ۸۵ نزدیک می شود و در یک بازه زمانی دو ماهه به سطوح ۷۲ یا پائینتر نزول خواهد نمود.خاطرتان باشد در این سطوح قیمت طلا در اوج قرار داشت.بنابراین خریداران طلا آماده باشند.</p>
<p>ولی بحران یونان بحثی جدید را به پیش خواهد کشید که کشورها در مقایسه با تولید ناخالص ملی خود چه حجمی از بسته های حمایتی را اجرا کرده اند.به زبانی ساده چقدر پول تزریق کرده اند! یعنی ساده تر چقدر از ارزش پولشان از دست رفته یا خواهد رفت؟ یا خیلی خیلی ساده تر چقدر تورم در آینده نه چندان دور برای مردم چهارگوشه دنیا به ارمغان خواهند آورد؟</p>
<p>تمام ارزهای متکی به کالا مثل دلار استرالیا و نیوزیلند، ین ژاپن نیز تحت تاثیر همین عامل مدام دچار کاهش تدریجی در مقابل دلار شده اند.اتحاد اروپا خود نیز تمایل به سکوت در مقابل این کاهش ارزش یورو نشان داده است چرا که بانکها میتوانند بی سروصدا پولهای تزریق شده به بازار را نیز از این راه جمع آوری کنند و ضمنا صادارت توجیه مثبت پیدا کرده و مطمئن باشید به تولید و صنعت کمک شایانی خواهد نمود.منتظر آمارهای اقتصادی چهارماهه دوم و سوم اروپا باشید.آلمان و فرانسه بعنوان بزرگترین وام دهنده های اتحادیه اروپا عمده پولی را که صدقه سری به یونان وام می دهند را از محل همین افزایش ارزش یورو جبران خواهند نمود و جو کنونی هم عمدتا به پروپاگاندا و ایجاد هراس عمومی برای راضی کردن افکار عمومی خود در مساله کمک به یونان بنفع این دو کشور عمده حوزه یورو عمل خواهد کرد.</p>
<p>مخلص کلام این بحران تمام کشورهای درحال توسعه را چند پله عقب انداخته است و رشد ثروت و رفاه را در این کشورها کند خواهد کرد.تولید و صنعت ضربه خورده و هنوز راه درازی را دارد که بپیماید.ارادتمند</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nissiblog.com/?feed=rss2&amp;p=778</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ماجرای شکار بشقاب پرنده</title>
		<link>http://www.nissiblog.com/?p=768</link>
		<comments>http://www.nissiblog.com/?p=768#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 22 Apr 2010 23:40:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بخشوده</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[اجنماعی]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلات]]></category>
		<category><![CDATA[تیراندازی]]></category>
		<category><![CDATA[سرگرمی]]></category>
		<category><![CDATA[هدف متحرک]]></category>
		<category><![CDATA[ورزش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nissiblog.com/?p=768</guid>
		<description><![CDATA[کم کم نشانه های تمدن محو شد و بعد هم علایم وجود انسان، خلاصه بعد از پنجاه دقیقه رانندگی لذت بخش در پیچ و خم های جنگلی مرتفع سیگنال تلفن های همراه هم بقول داوود بومممم!دلم خوش بود به چهل پنجاه لیتر بنزین موجود در باک ماشین که می تونست ما رو تا یه جایی برگردونه و صد البته دستگاه جی پی اس و جاده آسفالته که خیالم رو راحت کرده بود که سوار ماشین زمان نشده ام و از شانس پیچ در پیچم به گذشته برگردم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">شنبه هفته قبل هفدهم آوریل با یکی از رفقا که دیوید نامی است (همون داوود خودمون) رفته بودیم شکار بشقاب پرنده. بگذریم که یک هفت هشت کیلومتری که از شهر خارج شدیم و پیچیدیم در یکی از فرعی هایی که دوهزاربار از کنارش قبلا بی توجه عبور کرده بودم و خلاصه رفتیم به سمت ارتفاعات.</p>
<p style="text-align: justify;">کم کم نشانه های تمدن محو شد و بعد هم علایم وجود انسان، خلاصه بعد از پنجاه دقیقه رانندگی لذت بخش در پیچ و خم های جنگلی مرتفع سیگنال تلفن های همراه هم بقول داوود بومممم!دلم خوش بود به چهل پنجاه لیتر بنزین موجود در باک ماشین که می تونست ما رو تا یه جایی برگردونه و صد البته دستگاه جی پی اس و جاده آسفالته که خیالم رو راحت کرده بود که سوار ماشین زمان نشده ام و از شانس پیچ در پیچم به گذشته برگردم.</p>
<p style="text-align: justify;">سرتون رو در نیارم رسیدیم به مزرعه خیلی خیلی خیلی(همون واقعا ضربدر سه انگلیسی) باحال بگم که بهترین واژه دم دستم ه.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://www.nissiblog.com/wp-content/uploads/2010/04/CZ_512.jpg"><img class="size-full wp-image-770 alignleft" title="اسم این سالار سی زی پانزده و دوازده ه!" src="http://www.nissiblog.com/wp-content/uploads/2010/04/CZ_512.jpg" alt="" width="640" height="183" /></a></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">صاحب مزرعه یک پیرمرد سرپا و خوش قدوقامت و قد! خنده تعطیل ولی سخاوت هزار! یک جایی رو درست کرده برای کسانی که عاشق تیراندازی هستند و مایل به کشتن جانداران نیستند و در ازای چند دلاری می تونید برید اونجا و پولهاتون را آتش بزنید!مجوز آتش باری هامون رو نشون دادیم و رفتیم به بانکر (سنگر) مخصوص شلیک و موضع گرفتیم. من عاشق تیراندازی ام و تجربه خوبی هم با سلاح های مختلف دارم.یک نکته ای از این پیرمرد یاد گرفتم در شلیک به اهداف متحرک که هاج و واج مونده بودم از این واکنش زیبا و غیر ارادای مغر انسان.</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">وقتی می خواستم قسمت بالای هدف متحرک را مورد اصابت قرار بدهم تیرم خطا میرفت، معمولا من مرکز هدف رو نشانه میرفتم و با ضریب بالایی هم شلیک های موفقی داشتم.یک دفترچه کوچکی هم دارم که لاگ های(رکورد) تیراندازی را در آن یادداشت میکنم.حتی میزان رطوب هوا، دما و سرعت وزش باد و صد البته نوع سلاح.گواه اداعی شلیک های موفق هم همان دفترچه دستنویس خودم هست!</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://www.nissiblog.com/wp-content/uploads/2010/04/CZ_512_detail-3.jpg"><img class="alignleft size-medium wp-image-773" title="نمای قبضه" src="http://www.nissiblog.com/wp-content/uploads/2010/04/CZ_512_detail-3-300x246.jpg" alt="" width="300" height="246" /></a></p>
<p style="text-align: justify;">پیرمرد از کار من و داوود(دیوید) خوشش آمده بود و خواست بیاد و قاطی بازی مون بشه، بمن گفت جوون میتونی بالای هدف رو بزنی؟تعجب کردم از سوال چون تا بحال بفکر خودم نرسیده بود، فکر کردم شوخیش گرفته برعکس ظاهر جدی که داشت و خلاصه هزارتا فکر از سرم گذشت و بعد بدون اینکه عکس العمل احساسی نشون بدم با غرور سوپر آریاییم! جواب دادم یه امتحانی میکنم.خلاصه لب و لوچه هام بعد از ده دوازده شلیک آویزون شد و تعجب کردم که چطور حتی نتونسته بودم خود هدف را هم با سلاح خودم مورد اصابت قرار بدم!</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">پیرمرد خنده ای بدون نشانی از تمسخر کرد و گفت اینبار که شلیک کردی سعی کن پایین هدف رو مورد اصابت قرار بدی، و من هم مثل بچه حرف گوش کن همون کار را انجام دادم و با کمال تعجب دیدم که بالای هدف مورد اصابت قرار گرفت.</p>
<p style="text-align: justify;">این واکنش فقط مختص من نبود بلکه داوود هم عکس العمل مشابه من رو داشت، خلاصه سعی کردیم ته و توه کار رو در بیاریم و متوجه شدم که مغز قابلیت یک سری حرکات اصلاحی غیر ارادی را دارد که خارج از کنترل سمپاتیک شماست، وقتی پایین هدف متحرک را نشانه میگیرید مغز در هنگام عکس العمل که کل این فرآیند از دیدن و تعقیب کردن هدف تا شلیک و اثابت سه ثانیه هم نمی شود، یک سری ضرایب امنیتی را بصورت غیر ارادی در نظر می گیرد که کاملا غیر ارادی است.حالا اینکه شما چطور وسط هدف را نشانه میگیرید و اصابت میکند خودش یک پست مجزاست.حالا ما پز تیراندازی مان را دادیم و عکس سلاح آنروزمان را هم گذاشته ایم که کلا چیزی ته دلمان نمانده باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">پی نوشت: من هرگز با اسکوپ شلیک نمی کنم.محافظه کاریم دیگه چه کنیم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nissiblog.com/?feed=rss2&amp;p=768</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فصل خزان طلا</title>
		<link>http://www.nissiblog.com/?p=761</link>
		<comments>http://www.nissiblog.com/?p=761#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 14 Feb 2010 12:34:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بخشوده</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصادی]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[اشغال]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[بین الملل]]></category>
		<category><![CDATA[تغافل]]></category>
		<category><![CDATA[تلاش]]></category>
		<category><![CDATA[تورم]]></category>
		<category><![CDATA[ثروت ، هوش]]></category>
		<category><![CDATA[دلار]]></category>
		<category><![CDATA[رکود]]></category>
		<category><![CDATA[طلا]]></category>
		<category><![CDATA[عوامل تاریخی]]></category>
		<category><![CDATA[مدیریت]]></category>
		<category><![CDATA[نرخ ارز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nissiblog.com/?p=761</guid>
		<description><![CDATA[چند روزی مطالعه میکردم و دلم می خواست جمع بندی و تحلیل خودم را از شرایط روز دنیا بنویسم،همچنین نوشته های پراکنده سالهای قبل ام را می خواندم بخشی تحسین برانگیز و بخشی کمی رادیکال (افراطی) بود البته خبر خوب برای خودم که هیچکدام خجالت آور نبود. 
معتقدم که بهبود شرایط اقتصادی در آمریکا و بقیه نقاط دنیا بزودی اعتماد از دست رفته سرمایه گزاران را دوباره جلب خواهد کرد.این خود منجر به متوقف شدن افزایش بی رویه قیمت طلا و همچنین کاهش نسبی در میان مدت این فلز گرانبها خواهد شد. پروفسور دی لانگ استاد اقتصاد دانگاه برکلی کالیفرنیا یک نظریه جالبی در سال 1988 ارائه کرد به این مضمون که نرخ بهره بانکی با تقاضای برای سرمایه گذاری، درآمد سرانه ملی و همچنین شاخص اعتماد مصرف کننده نسبت معکوس دارد و البته این فرضیه به همین سادگی نیست و از طریق انعکاس چهار نمودار  مذکور روی یکدیگر و یک سری محاسبات ریاضی به یک نقطه بهینه می رسیم که همین قسمتی که لازم بود بسنده میکنم.
همانطور که مطلع هستید تولید ناخالص ملی آمریکا در سه ماهه چهارم سال قبل رشد 5.7 درصدی را تجربه کرد که در شش شش سال اخیر بی سابقه بود و در مقایسه با 2.2 درصد سه ماهه قبل خود علایم بسیار مثبتی را از خود بروز داده است.حالا این بازی که از نیمه سال 2001 آغاز شده بالاخره باید یک جای به تعادل برسد که از این بخش از ماجرا هم فعلا عبور میکنم که ربط دارد به کشورهای (BRIC) یعنی برزیل، روسیه، هند و چین، مطمئنم آنها که بیشتر اهل فن هستند منظورم را کمابیش متوجه خواهند شد.
الان خواب پریشان دولتمردان مقابله با فشارهای تورمی است.حجم اضافه نقدینگی ناشی از تزریق برای مقابله با رکود اقتصادی و همچنین وام کم بهره که من اسم آنرا پول آسان می گذارم باعث بازتولید امواج تورمی ظرف دوسال آینده در اقتصاد جهانی خواهد شد، خوب هیچ دلیلی وجود ندارد که نرخهای بهره با توجه به رشد اقتصادی کشورها و مهار رکود در سطوح فعلی باقی بمانند به همین دلیل توقع دارم که فدرال رزرو بالاخره رضایت بدهد که در نیمه دوم امسال نرخ بهره را افزایش بدهد و همچنین بقیه قدرت های اقتصادی دنیا نیز همین برنامه را کمابیش دنبال کنند. این تصمیمات نهایتا منجر خواهد شد بهای طلا در دراز مدت (تا سال 2012) به عدد 750 دلار در هر اونس متمایل شود.
البته ذهنیت غالب (مسلط) در بازار بیشتر حول تفکر و نتیجه گیری در موضوعاتی این چنین دور میزند نظیر چاپ اسکناس بیشتر توسط دولت آمریکا و از ارزش افتادن دلار  - لایحه اصلاح خدمات تامین اجتماعی در امریکا که منجر  به تاخیر افتاد بهبود اقتصاد تا 2011 خواهد شد ولی یک قطعه ای از این پازل مورد توجه قرار نگرفته است و این نتیجه گیری بنظر من جامع نیست.
ضعف دلار در مقایسه با بقیه ارزهای معتبر دنیا و همچنین طلا باعث تقویت صادرات آمریکا خواهد شد که با ترکیب شدن حمایت های مالی بانک مرکزی آمریکا باعث خروج این کشور از رکود خواهد شد.خلاصه که یاد آن داستان مولانا افتادم که جماعت کدو را نمی بیند. 
پس قضیه را بیش از حد پیچیده نکنیم و همچنین فراموش نکنیم که طلا همیشه نقش محافظ برای ارزش سرمایه را بازی کرده است، وقتی اعتماد سرمایه گزاران بازگردد دیگر دلیلی برای خرید ها بزرگ و حفظ طلا وجود نخواهد داشت چرا که سرمایه گزاری هایی با توجیه بهتر و سود بالاتر بتدریج خودنمایی خواهند کرد.اگر دقت کنید تمام دلایلی که یک به یک برشمردم همه دلایل بنیانی و اساسی برای رشد قیمت طلا در بازار بوده و هست.ضمنا خاطرتان باشد که قیمت طلا در سطوح فعلی با مقاومتهای شدیدی مواجه شده است.
از آنجاییکه شما وقتی از توصیه ها و نظرات من اگر سودی عایدتان بشود آنرا با من تقسیم نمیکنید بنابراین خدای نکرده اگر ضرری هم از این محل به شما رسید لطفاً مسئولیت آنرا هم خودتان تقبل بفرمایید اما خواهش میکنم اگر سود بردید یک فاتحه ای هم برای اموات ما بخوانید.
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">چند روزی مطالعه میکردم و دلم می خواست جمع بندی و تحلیل خودم را از شرایط روز دنیا بنویسم،همچنین نوشته های پراکنده سالهای قبل ام را می خواندم بخشی تحسین برانگیز و بخشی کمی رادیکال (افراطی) بود البته خبر خوب برای خودم که هیچکدام خجالت آور نبود.</p>
<p style="text-align: justify;">معتقدم که <a title="آمارهای رسمی و تحلیل درباره اقتصاد آمریکا" href="http://www.bea.gov/" target="_blank">بهبود شرایط اقتصادی در آمریکا </a>و بقیه نقاط دنیا بزودی اعتماد از دست رفته سرمایه گزاران را دوباره جلب خواهد کرد.این خود منجر به متوقف شدن افزایش بی رویه قیمت طلا و همچنین کاهش نسبی در میان مدت این فلز گرانبها خواهد شد. <a title="پروفسور دی لانگ" href="http://www.j-bradford-delong.net/" target="_blank">پروفسور دی لانگ</a> استاد اقتصاد دانگاه برکلی کالیفرنیا یک نظریه جالبی در سال ۱۹۸۸ ارائه کرد به این مضمون که نرخ بهره بانکی با تقاضای برای سرمایه گذاری، درآمد سرانه ملی و همچنین شاخص اعتماد مصرف کننده نسبت معکوس دارد و البته این فرضیه به همین سادگی نیست و از طریق انعکاس چهار نمودار  مذکور روی یکدیگر و یک سری محاسبات ریاضی به یک نقطه بهینه می رسیم که همین قسمتی که لازم بود بسنده میکنم.<a href="http://www.nissiblog.com/wp-content/uploads/2010/02/gold-coins.jpg"><img class="alignleft size-thumbnail wp-image-762" title="gold-coins" src="http://www.nissiblog.com/wp-content/uploads/2010/02/gold-coins-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a></p>
<p style="text-align: justify;">همانطور که مطلع هستید تولید ناخالص ملی آمریکا در سه ماهه چهارم سال قبل رشد ۵٫۷ درصدی را تجربه کرد که در شش شش سال اخیر بی سابقه بود و در مقایسه با ۲٫۲ درصد سه ماهه قبل خود علایم بسیار مثبتی را از خود بروز داده است.حالا این بازی که از نیمه سال ۲۰۰۱ آغاز شده بالاخره باید یک جای به تعادل برسد که از این بخش از ماجرا هم فعلا عبور میکنم که ربط دارد به کشورهای (BRIC) یعنی برزیل، روسیه، هند و چین، مطمئنم آنها که بیشتر اهل فن هستند منظورم را کمابیش متوجه خواهند شد.</p>
<p style="text-align: justify;">الان خواب پریشان دولتمردان مقابله با فشارهای تورمی است.حجم اضافه نقدینگی ناشی از تزریق برای مقابله با رکود اقتصادی و همچنین وام کم بهره که من اسم آنرا پول آسان می گذارم باعث بازتولید امواج تورمی ظرف دوسال آینده در اقتصاد جهانی خواهد شد، خوب هیچ دلیلی وجود ندارد که نرخهای بهره با توجه به رشد اقتصادی کشورها و مهار رکود در سطوح فعلی باقی بمانند به همین دلیل توقع دارم که فدرال رزرو بالاخره رضایت بدهد که در نیمه دوم امسال نرخ بهره را افزایش بدهد و همچنین بقیه قدرت های اقتصادی دنیا نیز همین برنامه را کمابیش دنبال کنند. این تصمیمات نهایتا منجر خواهد شد بهای طلا در دراز مدت (تا سال ۲۰۱۲) به عدد ۷۵۰ دلار در هر اونس متمایل شود.</p>
<p style="text-align: justify;">البته ذهنیت غالب (مسلط) در بازار بیشتر حول تفکر و نتیجه گیری در موضوعاتی این چنین دور میزند نظیر چاپ اسکناس بیشتر توسط دولت آمریکا و از ارزش افتادن دلار  - لایحه اصلاح خدمات تامین اجتماعی در امریکا که منجر  به تاخیر افتاد بهبود اقتصاد تا ۲۰۱۱ خواهد شد ولی یک قطعه ای از این پازل مورد توجه قرار نگرفته است و این نتیجه گیری بنظر من جامع نیست.</p>
<p style="text-align: justify;">ضعف دلار در مقایسه با بقیه ارزهای معتبر دنیا و همچنین طلا باعث تقویت صادرات آمریکا خواهد شد که با ترکیب شدن حمایت های مالی بانک مرکزی آمریکا باعث خروج این کشور از رکود خواهد شد.خلاصه که یاد آن داستان مولانا افتادم که جماعت کدو را نمی بیند.</p>
<p style="text-align: justify;">پس قضیه را بیش از حد پیچیده نکنیم و همچنین فراموش نکنیم که طلا همیشه نقش محافظ برای ارزش سرمایه را بازی کرده است، وقتی اعتماد سرمایه گزاران بازگردد دیگر دلیلی برای خرید ها بزرگ و حفظ طلا وجود نخواهد داشت چرا که سرمایه گزاری هایی با توجیه بهتر و سود بالاتر بتدریج خودنمایی خواهند کرد.اگر دقت کنید تمام دلایلی که یک به یک برشمردم همه دلایل بنیانی و اساسی برای رشد قیمت طلا در بازار بوده و هست.ضمنا خاطرتان باشد که قیمت طلا در سطوح فعلی با مقاومتهای شدیدی مواجه شده است.</p>
<p style="text-align: justify;">از آنجاییکه شما وقتی از توصیه ها و نظرات من اگر سودی عایدتان بشود آنرا با من تقسیم نمیکنید بنابراین خدای نکرده اگر ضرری هم از این محل به شما رسید لطفاً مسئولیت آنرا هم خودتان تقبل بفرمایید اما خواهش میکنم اگر سود بردید یک فاتحه ای هم برای اموات ما بخوانید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nissiblog.com/?feed=rss2&amp;p=761</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پیش بسوی دلار!</title>
		<link>http://www.nissiblog.com/?p=756</link>
		<comments>http://www.nissiblog.com/?p=756#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 11 Feb 2010 13:11:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بخشوده</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصادی]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[اشغال]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[بازار ارز]]></category>
		<category><![CDATA[بین الملل]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل]]></category>
		<category><![CDATA[تلاش]]></category>
		<category><![CDATA[ثروت ، هوش]]></category>
		<category><![CDATA[دلار]]></category>
		<category><![CDATA[طلا]]></category>
		<category><![CDATA[عوامل تاریخی]]></category>
		<category><![CDATA[مدیریت]]></category>
		<category><![CDATA[منافع ملی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nissiblog.com/?p=756</guid>
		<description><![CDATA[تیری که به سنگ خورد!

پیش بینی می کردم که طلا مرز 1200 را در آخر ژانویه 2010 درنوردد که محقق نشد!شاید هنوز اینقدر معلوماتم کافی نیست که بتوانیم راجع به این موضوعات نتیجه گیری واقعی داشته باشم و بیشتر به باورهای خودم اتکا دارم تا واقعیت.مرزی است بین تفکر و واقعیت که انطباق این دو محور کار بسیار زیادی را می طلبد.بهرحال پایه همه این پیش بینی ها اتفاقات گذشته است.
چین آتشی زیر خاکستر

امروز گزارشی خواندم در بلومبرگ که آقای Marc Faber میگوید " بعید میدانم که طلا سقوط کند و به مرز 1000 و یا شاید 900 دلار برسد البته ایشان روبینی * ای در نوع خود هستند و کابوسهای بدی را برای چین احتمالا بعد از تعطیلات سال نوی چینی دیده اند. لحن ایشان بسیار محافظه کارانه است خصوصا در اظهارنظر های ایشان در حوزه اقتصاد چین.
وضعیت بازار طلا و ارزهای عمده تا پایان سه ماهه اول 2010

آنچه که من از طریق اعداد ارقام استخراج شده از اندیکاتورهای بازار دستگیرم می شود اینست که حجم خرید و فروش ی طلا در بازار هنور به اندازه کافی سنگین نیست واصطلاحا در حالت رنج قرار دارد.به تایم فریم هفتگی که نگاه میکنم بنظر می آید بازار در حال ساختن یک سطح مقاومتی حول و حوش 1070 دلار است که از شروع روند صعودی بهای طلا سطح معتبر 61.8 درصد فیبوناچی است. اظهارات اخیر آقای بن برناکی هم در مجموع تاکید بر ادامه سیاست های حمایتی پیشین دارد و تلویحا اشاره به حفظ نرخ بهره های بانکی در سطوح فعلی را دارد. اما تحلیل بنیادی که بنظرم می آید روند تقویتی دلار(U.S. Dollar Index) که منجر به یک حرکت بازگشتی تا سطح 80 شده است بیشتر تابع اثر جو روانی اتفاقاتی است که در حوزه یورو عمدتا در یونان افتاده است.هم سرمایه گذاران و هم دولتها بشدت محافظه کارانه عمل میکنند به نوعی ریسک پذیری کم شده است. تصور میکنم این روند دست کم تا اواسط مارس 2010 حفظ شود.افزایش بهای طلا بیشتر تحت تاثیر کاهش ارزش طلا و همچنین افزایش تقاضا برای این کالا است.تقاضایی که ناشی از خرید طلا در اثر افزایش درآمد نیست بلکه هرچه تقاضا برای طلا بیشتر شود از حجم پولی که می تواند تبدیل به سرمایه گذاری مستقیم برای رشد اقتصادی واقعی شود کاسته خواهد شد.تا همین چند وقت پیش کاهش ارزش دلار عمده دلیل افزایش بهای طلا بود ولی در حال حاضر حجم تقاضا باعث جلوگیری از سقوط بهای طلا شده است.
بحران ضعف اعتماد به اقدامات دولتمردان

بنظر من این نکته بسیار ظریف و حساس است که بنظرم کمتر از این زاویه به آن پرداخته شده است. من اعتقاد زیادی به اظهار نظر آقای Marc Faber ندارم، بهای طلا را بی اعتمادی مردم به بانکداران بالا نگاه داشته است، کماکان میبینیم که دولت ها دچار مشکل می شوند و رشد اقتصادی و آمارهایی که به تبع آن اعلام می شود ناشی از فعالیت های موثر و مثبت اقتصادی نیست چون در اینصورت باید آمار بیکاری کاهش و اعتماد مصرف کنندگان افزایش می یافت. یک شاخص بسیار مهمی در بازار وجود دارد بنام Currency Strength Meter الان (زمانی که این مطلب تهیه می شود یعنی 11.02.2010 ساعت 12:00 GMT) ساعت حدود 12 ظهر و اوج بازار لندن که می دانید مهمترین بازار مالی جهان است و نیویورک در رتبه بعدی ان قرار دارد.قدرت دلار 3.5 و یورو 2.8 است.دو ارز که بزرگترین تعاملات مالی با آنها صورت می گیرد ولی در تمام زمانها معمولا اقبال به دلار استرالیا و ین ژاپن بالاست.معتقدم که بیشتر بازار چشم به تحرکات آسیا دوخته است تا آمریکا و اروپا. نکته آخر اینکه مساله مهمی است که بدان توجه چندانی نمی شود.تعاملات مالی در دنیا عمدتا با ضریب سهمی به ترتیب هفتاد و سی درصدی روی دوش دو ارز عمده دلار آمریکا و یورو استوار است.با اتفاقاتی که اخیرا در حوزه یورو افتاده است اعتماد عمومی در دنیا نسبت به استحکام این پول خدشه دار شده و اینکه نوسانات ان در حد بالایی قرار دارد که معاملات را آنهم در شرایط کنونی پر ریسک می نماید.مثلا تصور کنید کالایی را شما با نرخ تبدیل یورو به دلار 1.5 فروخته اید و امروز در زمان دریافت وجه نرخ تبدیل آن 1.3 می شود یعنی یک تفاوت 13 درصدی رقم بسیار قابل توجهی در بازه زمانی دو ماهه است. در عین حال شما تصور کنید که اکثر بازارهای دنیا دچار رکود تورمی هستند یعنی کالای مورد عرضه شما بخاطر عدم توازن در نظام عرضه و تقاضا زیر قیمت تمام شده بفروش می رسد.پولتان را در بانک هم نمی توانید سپرده گذاری کنید یا حتی وام بدهید چون نرخ سود بانکی بشدت پایین است. چاره کار خرید طلا ، ارزیا فلزات پایه است.اتفاقی که دقیقاً امروز در دنیا در حال وقوع است.فعلا (حداقل سه ماه)یک اقبال عمومی  بسمت دلار می بینیم و وقتی خبری از تورم و کاهش ارزش دلار نباشد طبیعتا بازار طلا اگر فروکش نکند در همین حول حوش قیمتهای فعلی نوسان خواهد کرد.

پی نوشت:

* این آقای نوریل روبینی هم موجود خاصی هستند در نوع خودشان که البته برای دوستانی که ذره بین بدست دنبال افتخارات ایرانی هستند خبر خوشی دارم که ایشان از قضا ایرانی الاصل هستند.ترجمه فارسی صفحه ویکی پیدیا زیاد جالب نیست به همین منظور شما را به صفحه انگلیسی آن ارجاع دادم.
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: justify;"><strong>تیری که به سنگ خورد!</strong></h4>
<p style="text-align: justify;">پیش بینی می کردم که طلا مرز ۱۲۰۰ را در آخر ژانویه ۲۰۱۰ درنوردد که محقق نشد!شاید هنوز اینقدر معلوماتم کافی نیست که بتوانم  نتیجه گیری واقعی داشته باشم و بیشتر به باورهای خودم اتکا دارم تا واقعیت.مرزی است بین تفکر و واقعیت که انطباق این دو محور کار بسیار زیادی را می طلبد.بهرحال پایه همه این پیش بینی ها اتفاقات گذشته است.</p>
<h4 style="text-align: justify;">چین آتشی زیر خاکستر</h4>
<p style="text-align: justify;">امروز گزارشی خواندم در <a title="تحلیل بلومبرگ" href="http://www.bloomberg.com/apps/news?pid=20601012&amp;sid=aKp90vaCANTI" target="_blank">بلومبرگ</a> که آقای Marc Faber میگوید &#8221; بعید میدانم که طلا سقوط کند و به مرز ۱۰۰۰ و یا شاید ۹۰۰ دلار برسد البته ایشان <a title="Nouriel_Roubini" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Nouriel_Roubini" target="_blank">روبینی</a> * ای در نوع خود هستند و کابوسهای بدی را برای چین احتمالا بعد از تعطیلات سال نوی چینی دیده اند. لحن ایشان بسیار محافظه کارانه است خصوصا در اظهارنظر های ایشان در حوزه اقتصاد چین.</p>
<h4 style="text-align: justify;">وضعیت بازار طلا و ارزهای عمده تا پایان سه ماهه اول ۲۰۱۰ <a href="http://www.nissiblog.com/wp-content/uploads/2010/02/Greenback.jpg"><img class="alignleft size-thumbnail wp-image-757" title="Greenback" src="http://www.nissiblog.com/wp-content/uploads/2010/02/Greenback-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a></h4>
<p style="text-align: justify;">آنچه که من از طریق اعداد ارقام استخراج شده از اندیکاتورهای بازار دستگیرم می شود اینست که حجم خرید و فروش ی طلا در بازار هنور به اندازه کافی سنگین نیست واصطلاحا در حالت رنج قرار دارد.به تایم فریم هفتگی که نگاه میکنم بنظر می آید بازار در حال ساختن یک سطح مقاومتی حول و حوش ۱۰۷۰ دلار است که از شروع روند صعودی بهای طلا سطح معتبر ۶۱٫۸ درصد فیبوناچی است. اظهارات اخیر آقای بن برناکی هم در مجموع تاکید بر ادامه سیاست های حمایتی پیشین دارد و تلویحا اشاره به حفظ نرخ بهره های بانکی در سطوح فعلی را دارد. اما تحلیل بنیادی که بنظرم می آید روند تقویتی دلار(<a title="us dollar index" href="http://www.bloomberg.com/apps/cbuilder?ticker1=DXY%3AIND" target="_blank">U.S. Dollar Index</a>) که منجر به یک حرکت بازگشتی تا سطح ۸۰ شده است بیشتر تابع اثر جو روانی اتفاقاتی است که در حوزه یورو عمدتا در یونان افتاده است.هم سرمایه گذاران و هم دولتها بشدت محافظه کارانه عمل میکنند به نوعی ریسک پذیری کم شده است. تصور میکنم این روند دست کم تا اواسط مارس ۲۰۱۰ حفظ شود.افزایش بهای طلا بیشتر تحت تاثیر کاهش ارزش طلا و همچنین افزایش تقاضا برای این کالا است.تقاضایی که ناشی از خرید طلا در اثر افزایش درآمد نیست بلکه هرچه تقاضا برای طلا بیشتر شود از حجم پولی که می تواند تبدیل به سرمایه گذاری مستقیم برای رشد اقتصادی واقعی شود کاسته خواهد شد.تا همین چند وقت پیش کاهش ارزش دلار عمده دلیل افزایش بهای طلا بود ولی در حال حاضر حجم تقاضا باعث جلوگیری از سقوط بهای طلا شده است.</p>
<h4 style="text-align: justify;">بحران ضعف اعتماد به اقدامات دولتمردان</h4>
<p style="text-align: justify;">بنظر من این نکته بسیار ظریف و حساس است که بنظرم کمتر از این زاویه به آن پرداخته شده است. من اعتقاد زیادی به اظهار نظر آقای Marc Faber ندارم، بهای طلا را بی اعتمادی مردم به بانکداران بالا نگاه داشته است، کماکان میبینیم که دولت ها دچار مشکل می شوند و رشد اقتصادی و آمارهایی که به تبع آن اعلام می شود ناشی از فعالیت های موثر و مثبت اقتصادی نیست چون در اینصورت باید آمار بیکاری کاهش و اعتماد مصرف کنندگان افزایش می یافت. یک شاخص بسیار مهمی در بازار وجود دارد بنام Currency Strength Meter الان (زمانی که این مطلب تهیه می شود یعنی ۱۱٫۰۲٫۲۰۱۰ ساعت ۱۲:۰۰ GMT) ساعت حدود ۱۲ ظهر و اوج بازار لندن که می دانید مهمترین بازار مالی جهان است و نیویورک در رتبه بعدی ان قرار دارد.قدرت دلار ۳٫۵ و یورو ۲٫۸ است.دو ارز که بزرگترین تعاملات مالی با آنها صورت می گیرد ولی در تمام زمانها معمولا اقبال به  دلار استرالیا و ین ژاپن بالاست.معتقدم که بیشتر بازار چشم به تحرکات آسیا دوخته است تا آمریکا و اروپا. نکته آخر اینکه مساله مهمی است که بدان توجه چندانی نمی شود.تعاملات مالی در دنیا عمدتا با ضریب سهمی به ترتیب هفتاد و سی درصدی روی دوش دو ارز عمده دلار آمریکا و یورو استوار است.با اتفاقاتی که اخیرا در حوزه یورو افتاده است اعتماد عمومی در دنیا نسبت به استحکام این پول خدشه دار شده و  اینکه نوسانات ان در حد بالایی قرار دارد که معاملات را آنهم در شرایط کنونی پر ریسک می نماید.مثلا تصور کنید کالایی را شما با نرخ تبدیل یورو به دلار ۱٫۵ فروخته اید و امروز در زمان دریافت وجه نرخ تبدیل آن ۱٫۳ می شود یعنی یک تفاوت ۱۳ درصدی رقم بسیار قابل توجهی در بازه زمانی دو ماهه است. در عین حال شما تصور کنید که اکثر بازارهای دنیا دچار رکود تورمی هستند یعنی کالای مورد عرضه شما بخاطر عدم توازن در نظام عرضه و تقاضا زیر قیمت تمام شده بفروش می رسد.پولتان را در بانک هم نمی توانید سپرده گذاری کنید یا حتی وام بدهید چون نرخ سود بانکی بشدت پایین است. چاره کار خرید طلا ، ارزیا فلزات پایه است.اتفاقی که دقیقاً امروز در دنیا در حال وقوع است.فعلا (حداقل سه ماه)یک اقبال عمومی  بسمت دلار می بینیم و وقتی خبری از تورم و کاهش ارزش دلار نباشد طبیعتا بازار طلا اگر فروکش نکند در همین حول حوش قیمتهای فعلی نوسان خواهد کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">پی نوشت:</p>
<p style="text-align: justify;">* این آقای نوریل روبینی هم موجود خاصی هستند در نوع خودشان که البته برای دوستانی که ذره بین بدست دنبال افتخارات ایرانی هستند خبر خوشی دارم که ایشان از قضا ایرانی الاصل هستند.ترجمه فارسی صفحه ویکی پیدیا زیاد جالب نیست به همین منظور شما را به صفحه انگلیسی آن ارجاع دادم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nissiblog.com/?feed=rss2&amp;p=756</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رکود خودخواسته در مقابل تورم احتمالا ناخواسته</title>
		<link>http://www.nissiblog.com/?p=747</link>
		<comments>http://www.nissiblog.com/?p=747#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 28 Jan 2010 10:06:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بخشوده</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصادی]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[بحران]]></category>
		<category><![CDATA[بلومبرگ]]></category>
		<category><![CDATA[بین الملل]]></category>
		<category><![CDATA[تورم]]></category>
		<category><![CDATA[توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[ثروت ، هوش]]></category>
		<category><![CDATA[راه حقیقت]]></category>
		<category><![CDATA[رکود]]></category>
		<category><![CDATA[عوامل تاریخی]]></category>
		<category><![CDATA[مدیریت]]></category>
		<category><![CDATA[منافع ملی]]></category>
		<category><![CDATA[چین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nissiblog.com/?p=747</guid>
		<description><![CDATA[از روز ازل که این بساط بحران اقتصادی براه افتاده من صراحتاً نوشتم که به این اتفاق کاملا شک دارم و بعید می دانم که نا خواسته چنین چیزی بوقوع پیوسته باشد.البته اگر بخواهید چیزی که باور دارید را ببینید مطمئن باشید در نگاه اول خواهید گفت که من در کاهدان سوزن پیدا کردم و قص علی هذه.اما برای خودم که تمام وقایع مهم اقتصادی را روزانه رصد و تحلیل می کنم مساله بسیار قابل توجه بود.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">دیروز مطابق معمول همیشه اخبار اقتصادی را می خواندم به نکته ای برخورد کردم که بنظرم بسیار جالب و قابل توجه آمد.</p>
<p style="text-align: justify;"><a title="خبر بلومبرگ درباره رکود اقتصادی در چین" href="http://www.bloomberg.com/apps/news?pid=newsarchive&amp;sid=axPKkxtlGyNE" target="_blank"><strong>اینجا</strong></a> در خبری که خبرگزاری بلومبرگ که حتما استحضار دارید یک موسسه اطلاع رسانی معتبر و معروف بخصوص در حوزه اقتصاد است، آقای Stephen Jen مدیر سابق تحقیقات Morgan Stanley (اگر راجع به این موسسه توضیح بدم مطلب طولانی می شود) گفته که</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">“I am starting to think that some investors simply don’t understand China, even though they feel they do,” “It is highly unlikely, in my opinion, that Beijing will drive the economy into a growth recession just to contain inflation.”</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">ترجمه اش هم می شود: دارم به این نتیجه می رسم که سرمایه دارها چین را درک نمی کنند آنهم زمانی که فکر میکنند که درک درستی از آن کشور دارند.(حالا بخوانید منظورش کدام سرمایه دارهاست؟)</p>
<div id="attachment_748" class="wp-caption alignleft" style="width: 250px"><a href="http://www.nissiblog.com/wp-content/uploads/2010/01/morgan_stanley.jpg"><img class="size-medium wp-image-748 " title="morgan_stanley" src="http://www.nissiblog.com/wp-content/uploads/2010/01/morgan_stanley-300x224.jpg" alt="" width="240" height="179" /></a><p class="wp-caption-text">آقای Stephen Jen مدیر سابق تحقیقات Morgan Stanley </p></div>
<p style="text-align: justify;">بخش مهمتر آن اینست که در جمله بعدی اشاره میکنند که: این تصور بعضی ها که دولت چین تعمداً برای مبارزه با تورم به استقبال رکود اقتصادی می رود کاملا غیر محتمل است.(مگر چنین چیزی سابقه دارد؟ که دولتی برای مبارزه با تورم خود عامل ایجاد رکود شود)</p>
<p style="text-align: justify;">شما بفرمایید اقتصاد غرب بخصوص آمریکا اقتصاد آزاد است و هکذا ولی این چه اقتصاد آزادی است که نرخ بهره بانکی انرا دولت تعیین می کند؟حالا هر چند این فرآیند پیچیده باشد.عامل اصلی بوجود این بحران اقتصادی هم همین دستکاری نرخ بهره بود و ولاغیر.</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">نکته ای هم اضافه می کنم که اصلاً دنبال <a title="تئوری توطعه" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%A6%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%AA%D9%88%D8%B7%D8%A6%D9%87" target="_blank"><strong>تئوری توهم و توطئه </strong></a>نروید که خودم تا مطلبی تحلیل محکم مستدل بهمراه سوابق تاریخی قابل اتکا نباشد روی آن حساب باز نمی کنم.(<a title="Conspiracy_theory" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Conspiracy_theory" target="_self"><strong>لینک انگلیسی تئوری توطئه</strong></a> بسیار پربار تر از فارسی آن است یکی این را ترجمه کند و متن فارسی را بروز کند لطفاً!) این را هم بگویم که از روز ازل که این بساط بحران اقتصادی براه افتاده من صراحتاً نوشتم که به این اتفاق کاملا شک دارم و بعید می دانم که نا خواسته چنین چیزی بوقوع پیوسته باشد.البته اگر بخواهید چیزی که باور دارید را ببینید مطمئن باشید در نگاه اول خواهید گفت که من در کاهدان سوزن پیدا کردم و قص علی هذه.اما برای خودم که تمام وقایع مهم اقتصادی را روزانه رصد و تحلیل می کنم مساله بسیار قابل توجه بود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nissiblog.com/?feed=rss2&amp;p=747</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بازار توئیتر (مس) گری (بازی وبلاگی از پشت نقاب)</title>
		<link>http://www.nissiblog.com/?p=745</link>
		<comments>http://www.nissiblog.com/?p=745#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 15 Jan 2010 11:07:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بخشوده</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[تصویر ذهنی نقد]]></category>
		<category><![CDATA[تغافل]]></category>
		<category><![CDATA[تلاش]]></category>
		<category><![CDATA[توقع]]></category>
		<category><![CDATA[ثروت ، هوش]]></category>
		<category><![CDATA[راه حقیقت]]></category>
		<category><![CDATA[ریاست جمهوری]]></category>
		<category><![CDATA[عوامل تاریخی]]></category>
		<category><![CDATA[مدیریت]]></category>
		<category><![CDATA[منافع ملی]]></category>
		<category><![CDATA[کاندیداتوری]]></category>
		<category><![CDATA[کنترل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nissiblog.com/?p=745</guid>
		<description><![CDATA[هر اتفاقی که در ایران می افتد و قبلاً افتاده درنهایت دستاوردی برای رادیکالها نداشته است که دوام و منفعت داشته باشد.بیاییم به مقاطع زمانی طولانی تر بیاندیشیم و ببینیم چطور میتوانیم از هر طریق ممکن به مردم مملکتمان منفعت برسانیم.کار سیاسی نیازمند حزب است که من اصولاً این هماهنگی را حتی در یک جناح هم نمی بینم که بتواند تشکیل حزب بدهد،هر کسی ساز خودش را کوک می کند و می نوازد. ما باید به باورهای مشترکمان فکر کنیم و به تقویت آن بپردازیم، سعی در نزدیک شدن به یکدیگر کنیم و دوستی را تجربه کنیم. در صحبت هایی که جسته و گریخته بین جنبش سبز می شنوم و می خوانم ، متاسفانه همان برخورد بمفهوم عام هیئاتی و بسیجی را میبینم چیزی که مدام به سخره گرفته اند و می گیرند.می شود با همان بسیجی که خودمان سالها به او برچسب زده ایم از او دوری کردیم نیز باب دوستی باز کنیم بشرطی که واقعاً باور کنیم او هم هموطن ماست، می شود همان بسیجی هم یاد بگیرد که پاسخ محبت را با محبت بدهد، تسامح و تساهل در سایه احساس امنیت بوجود می آید و یک لحظه بشینیم و کلاه خودمان را قاضی کنیم که چقدر به احساس امنیت دیگر شهروندان خالصانه و صادقانه فکر میکنیم و احترام می گذاریم؟

من به خرد جمعی و انتخاب های آن خیلی اعتقاد دارم و احترام می گذارم، ولی با هیچ کار بی برنامه اگر چه مثبت باشد موافق نیستم. اصلا صحبت سیاست و غیره و ذلک را بگذاریم کنار، خداوکیلی یک مکاشفه ای بکنید چند نفر از ما می دانیم ظرف ده سال آینده چکاره ایم؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">این نوشته چند ماهی بود که کنج رایانه ام خاک می خورد که خلاصه <a title="آرتا هرمس" href="http://artahermes.wordpress.com/2010/01/14/%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%A8/" target="_blank">آقا سیامک </a>ما را هل دادند و امروز هم که کارمون سبک بود و روی کیف هم بودیم و خلاصه بقول فرمایش مختاری غزنوی : ساقیان نادره گوینده شیرین ادا&#8230;مطربان چابک طمغاجی حاضرجواب.(طمغاج اسم یک مکانی است)</p>
<p style="text-align: justify;">هر جای دنیا و همچنین ایران اگر شهروندان نقش سازنده در هر جایگاه ایفا کنند با هیچ سازمانی دچار مشکل نخواهند شد.سیستم حکومتی وقتی با شما مسئله پیدا میکند که در مقیاس وسیع فعالیت تخریبی یا انتقاد خارج از چارچوب و غیر مستند کرده باشید.نشر اکاذیب بحث بسیار حساسی است که تعریف و تبیین چارچوب آن در کشورهای مختلف سلیقه ای است و منطبق با ایدئولوژی خاص همان نظام طراحی میشود.حالا اینکه سیستم مجازات عادلانه است یا خیر خود یک بحث فلسفی است که من نه حوصله زمانی آنرا دارم و نه تخصص. باور نمیکنم که هر یک از ما نتنوانیم فعالیت سازنده ای برای کشورمان کنیم. گاهی اوقات لازم است خودمان را در آینه ورانداز کنیم. همان زمانی را که صرف خدمتی که می توانستیم بکنیم و نکردیم را در انتقاداتی هزینه کردیم که هر چند بجا ولی راهگشا نبوده است.مثلاً در این موقعیت میتوانیم به فعالیت های مجاز و بیشماری بپردازیم که خدمتی هم به خلق خدا کرده باشیم، آموزش بدهیم آنچه را که میدانیم و میتواند مردم را منتفع نماید، آموزه ها و تجربیات شخصی خودمان را انتقال بدهیم تا مردم بتوانند به مدیریت امور خود بپردازند، نظم و پایبندی به قانون را یاد بگیرند حالا هر چه که هست، از برخوردهای سیاه سفید و رادیکال پرهیز کنند.</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">هر اتفاقی که در ایران می افتد و قبلاً افتاده درنهایت دستاوردی برای رادیکالها نداشته است که دوام و منفعت داشته باشد.بیاییم به مقاطع زمانی طولانی تر بیاندیشیم و ببینیم چطور میتوانیم از هر طریق ممکن به مردم مملکتمان منفعت برسانیم.همه چیز تعطیل شده یک اآشی بپا شده و خلاصه همه دورش جمع شده اند و  صدا از کسی هم در نمی آید که محض رضا خدا این آشفتگی و بی نظمی بنفع چه کسی تمام می شود؟کار سیاسی نیازمند حزب است که من اصولاً این هماهنگی را حتی در یک جناح هم نمی بینم که بتواند تشکیل حزب بدهد،هر کسی ساز خودش را کوک می کند و می نوازد. ما باید به باورهای مشترکمان فکر کنیم و به تقویت آن بپردازیم، سعی در نزدیک شدن به یکدیگر کنیم و دوستی را تجربه کنیم. در صحبت هایی که جسته و گریخته بین جنبش سبز می شنوم و می خوانم ، متاسفانه همان برخورد بمفهوم عام هیئاتی و بسیجی را میبینم چیزی که مدام به سخره گرفته اند و می گیرند.می شود با همان بسیجی که خودمان سالها به او برچسب زده ایم از او دوری کردیم نیز باب دوستی باز کنیم بشرطی که واقعاً باور کنیم او هم هموطن ماست، می شود همان بسیجی هم یاد بگیرد که پاسخ محبت را با محبت بدهد، تسامح و تساهل در سایه احساس امنیت بوجود می آید و یک لحظه بشینیم و کلاه خودمان را قاضی کنیم که چقدر به احساس امنیت دیگر شهروندان خالصانه و صادقانه فکر میکنیم و احترام می گذاریم؟</p>
<p style="text-align: justify;">من به خرد جمعی و انتخاب های آن خیلی اعتقاد دارم و احترام می گذارم، ولی با هیچ کار بی برنامه اگر چه مثبت باشد موافق نیستم. اصلا صحبت سیاست و غیره و ذلک را بگذاریم کنار، خداوکیلی یک مکاشفه ای بکنید چند نفر از ما می دانیم ظرف ده سال آینده چکاره ایم؟</p>
<p style="text-align: justify;">
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nissiblog.com/?feed=rss2&amp;p=745</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آیا دوستان ممتاز الزاماً هم فکر هم هستند؟</title>
		<link>http://www.nissiblog.com/?p=736</link>
		<comments>http://www.nissiblog.com/?p=736#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 30 Dec 2009 09:52:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بخشوده</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اجنماعی]]></category>
		<category><![CDATA[تجزیه طلبی]]></category>
		<category><![CDATA[تربیت فرزندان]]></category>
		<category><![CDATA[تلاش]]></category>
		<category><![CDATA[ثروت ، هوش]]></category>
		<category><![CDATA[راه حقیقت]]></category>
		<category><![CDATA[عوامل تاریخی]]></category>
		<category><![CDATA[مدیریت]]></category>
		<category><![CDATA[منافع ملی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nissiblog.com/?p=736</guid>
		<description><![CDATA[وقتی که فرانسه می خواندم، به استادی ( از نظر سن و سطح تحصیلات) برخوردم که پنج زبان دیگر را می دانست، نویسنده بود و من اصلاً سر از این رشته در نمی آوردم، اهل ساز زدن بود و سلایق و علایق بسیار متفاوتی با من داشت.بنظر خند دار می آید ولی وجه مشترک هر دوی ما این بود که فرانسه می خواندیم و بلا نسبت هر دو مثل چه در آن گیر افتاده بودیم.

تضارب آرا و اندیشه باعث رشد و تعالی انسانها می شود و در آنها انگیزه های مشترک ایجاد میکند.براستی ما را چه می شود که در یک مملکت زندگی میکنیم و مسایل مشترک و بی شماری همه ما را شادمان یا آزرده می سازد ولی اختلاف عقیده مانع دوستی بین ما می شود.بیراهه نمی رویم؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">اینطوری بار آمده ام، از خانواده،اجتماع ، آموزش و تحصیل و طبیعتاً معتقد هم بودم که دوست من کسی است که فسلفه و ارزشهای مشابه به من داشته باشد.</p>
<h4 style="text-align: justify;">تردید های من از کجا شروع شد؟</h4>
<p style="text-align: justify;">در یکی از مقاطع تحصیلی دانشگاه، یک همدرسی داشتم از اهالی آمریکای لاتین. ظرف مدت کوتاهی ما تبدیل به دوستانی صمیمی شدیم، درحالیکه می شد براحتی گفت که ما هیچ وجه مشترکی نداشتیم.وجه مشترک ما وضعیتی بود که در آن بودیم، هر دو از سرزمینی دور و ناشناخته آمده بودیم ( البته در محلی که تحصیل می کردیم) و ضعف هر دوی ما، برقراری ارتباط با دیگران بود.شما تصور کنید که من ورزشکار بودم، اهل تندخوانی(مطالعه سریع)، روی پای خودم بودم( هزینه تحصیلم در عین جوانی را از محل درآمدم می پرداختم) و دست آخر عادات کاملا متفاوت غذا خوردن، دین و مذهب و غیره، با کسی دوست شده بودم که سیگار میکشید، خرج تحصیلش را والدینش را هنوز تامین می کردند،اصلاً اهل مطالعه نبود (بجز مرتبط با درس البته)، سبزیجات می خورد و خلاصه بسیاری از سلایق اش صدوهشتاد درجه با من فرق می کرد.</p>
<p style="text-align: justify;"><a rel="attachment wp-att-737" href="http://www.nissiblog.com/?attachment_id=737"><img class="alignleft size-medium wp-image-737" title="مشارکت" src="http://www.nissiblog.com/wp-content/uploads/2009/12/teamwork-300x164.jpg" alt="مشارکت" width="300" height="164" /></a></p>
<h4 style="text-align: justify;">واقعاً ارزشهای مشترک بنیان دوستی پایدار را تشکیل می دهند؟</h4>
<p style="text-align: justify;">به انسانهایی برخوردم که اشتراکات زیادی با من داشتند ولی بعنوان یک دوست قابل اتکا نبودند، دلیل و عاملش هر چه بود بماند ولی سلایق شان بطرز عجیبی با من مشابه و گاهی یکسان بوده است.بر عکس همین مساله هم برای من صادق بوده است. بنظرم که برخورد سلایق متضاد، استعداد رشد را افزایش می دهد.</p>
<h4 style="text-align: justify;">چه چیز باعث یک دوستی قوی و پایدار می شود؟</h4>
<p style="text-align: justify;">ممکن است عقاید مشابه ما را به هم نزدیک کند ولی اگر با انسانهایی که درگیر شرایط یکسان ما هستند، برخورد کنیم، چون همه در یک جهت تلاش میکنیم و درگیری های مشابه داریم، یک حس احیاناً همدردی بین مان شکل میگیرد که بمراتب کششی بالاتر از سلایق مشترک ایجاد میکند.</p>
<h4 style="text-align: justify;">چطور قانع شدم؟</h4>
<p style="text-align: justify;">وقتی که فرانسه می خواندم، به استادی ( از نظر سن و سطح تحصیلات) برخوردم که پنج زبان دیگر را می دانست، نویسنده بود و من اصلاً سر از این رشته در نمی آوردم، اهل ساز زدن بود و سلایق و علایق بسیار متفاوتی با من داشت.بنظر خند دار می آید ولی وجه مشترک هر دوی ما این بود که فرانسه می خواندیم و بلا نسبت هر دو مثل چه در آن گیر افتاده بودیم.</p>
<p style="text-align: justify;">تضارب آرا و اندیشه باعث رشد و تعالی انسانها می شود و در آنها انگیزه های مشترک ایجاد میکند.براستی ما را چه می شود که در یک مملکت زندگی میکنیم و مسایل مشترک و بی شماری همه ما را شادمان یا آزرده می سازد ولی اختلاف عقیده مانع دوستی بین ما می شود.بیراهه نمی رویم؟</p>
<p><img id="myFxSearchImg" style="border: medium none; position: absolute; z-index: 2147483647; opacity: 0.6; display: none;" src="data:image/png;base64,iVBORw0KGgoAAAANSUhEUgAAABgAAAAYCAYAAADgdz34AAADsElEQVR4nK2VTW9VVRSGn33OPgWpYLARbKWhQlCHTogoSkjEkQwclEQcNJEwlfgD/AM6NBo1xjhx5LyJ0cYEDHGkJqhtBGKUpm3SFii3vb2956wPB/t+9raEgSs52fuus89613rftdcNH8/c9q9++oe/Vzb5P+3McyNcfm2CcPj9af9w6gwjTwzvethx3Bx3x8xwd1wNM8dMcTNUHTfFLPnX6nVmZpeIYwf3cWD/PhbrvlPkblAzVFurKS6GmmGqqComaS+qmBoTI0Ncu3mXuGvWnrJ+ZSxweDgnkHf8ndVTdbiT3M7cQp2Z31dRTecHAfqydp4ejhwazh6Zezfnu98E1WIQwB3crEuJ2Y45PBTAQUVR9X4At66AppoEVO1Q8sgAOKJJjw6Am6OquDmvHskZ3R87gW+vlHz98zpmiqphkkRVbQtsfPTOC30lJKFbFTgp83bWh7Zx/uX1B6w3hI3NkkZTqEpBRDBRzG2AQHcwcYwEkOGkTERREbLQ/8HxJwuW7zdYrzfZ2iopy4qqEspKaDYravVm33k1R91Q69FA1VBRzFIVvXbx5AgXT44A8MWP81yfu0utIR2aVK3vfCnGrcUNxp8a7gKYKiLCvY2SUvo/aNtnM3e49ucK9S3p0aDdaT0UAVsKi2tVi6IWwNL9JvdqTdihaz79/l+u/rHMxmaJVMLkS2OoKKLWacdeE3IsSxctc2D5Qcl6vUlVVgNt+fkPPcFFmTw1xruvT7SCd7nuVhDQvECzJH90h0azRKoKFRkAmP5lKTWAGRdefoZL554FQNUxB92WvYeA5UN4PtSqwB2phKqsqMpBgAunRhFR3j49zuU3jnX8k6fHEQKXzh1jbmGDuYU6s4t1rt6socUeLLZHhYO2AHSHmzt19ihTZ48O8Hzl/AmunD/BjTvrvPfNX3hWsNpwJCvwYm+ngug4UilSCSq6k8YPtxDwfA+WRawIWFbgscDiULcCEaWqBFOlrLazurupOSHLqGnEKJAY8TwBEHumqUirAjNm52vEPPRV4p01XXMPAQhUBjcWm9QZwijwokgAeYHlHYA06KR1cT6ZvoV56pDUJQEjw0KeaMgj1hPEY4vz2A4eW0/e1qA7KtQdsxTYAG0H3iG4xyK1Y+xm7XmEPOJZDiENzLi2WZHngeOjj2Pe+sMg4GRYyLAsx7ME4FnsyTD9pr0PEc8zPGRAwKXBkYOPEd96cZRvf11g9MDe7e3R4Z4Q+vyEnn3P4t0XzK/W+ODN5/kPfRLewAJVEQ0AAAAASUVORK5CYII%3D" alt="" width="24" height="24" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nissiblog.com/?feed=rss2&amp;p=736</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>عقاب در گردباد &#8211; چشم انداز کوتاه مدت دلار آمریکا  (قسمت دوم)</title>
		<link>http://www.nissiblog.com/?p=720</link>
		<comments>http://www.nissiblog.com/?p=720#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 10 Dec 2009 07:31:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بخشوده</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصادی]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[ارز]]></category>
		<category><![CDATA[اشغال]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[بین الملل]]></category>
		<category><![CDATA[ثروت ، هوش]]></category>
		<category><![CDATA[دلار]]></category>
		<category><![CDATA[منافع ملی]]></category>
		<category><![CDATA[کنترل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nissiblog.com/?p=720</guid>
		<description><![CDATA[تنها گزینه پاسخگوی نیاز مبرم دولت آمریکا، ماشین چاپ پول فدرال رزرو ایالات متحده است. به همین منظوز پیشا پیش دو تریلیون دلار بابت پوشش بدهی های اوراق قرضه و وام های رهنی به بازارهای مالی تزریق کرده اند، که خود باعث ضعف دلار و کاهش ارزش اوراق قرضه بانک مرکزی شده است.دیر یا زود وام دهندگان به آمریکا ( خریداران خارجی دلار) بر سر یک دوراهی قرار خواهند گرفت، کماکان به خرید اوراق قرضه دلاری ادامه داده و شاهد کاهش تدریجی ارزش دلار باشند یا اینکه با تبدیل دلارهایشان به طلا پناه ببرند تا جبران ضررهای قبلی شان ناشی از سرمایه گزاری روی دلار باشند.بهرحال آنچه محرز است کسی سرمایه گزاری بیشتری روی دلار نخواهد کرد. بنظر می رسد برزیل، کره جنوبی و شیلی که جزو بزرگترین بانکهای مرکزی با کمترین حجم ذخیره طلا هستند به زودی به صف آندسته از مشتریان طلا که از دلار روی برگردانده اند خواهند پیوست. هیچ یک از این سه کشور حتی معادل یک درصد ذخیره پشتوانه ای طلا هم ندارند. تمام عوامل برشمرده فوق قطعاً باعث کاهش ارزش دلار خواهد شد و توقع می رود که این روند ظرف هیجده ماه آینده بوقوع بپیوندد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong><br />
</strong>
</p>
<p style="text-align: justify;"><a title="عقاب در گردباد - چشم انداز کوتاه مدت دلار آمریکا  (قسمت اول)" href="http://www.nissiblog.com/?p=698" target="_blank">ادامه قسمت اول &lt;&lt;</a></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li>
<h4><strong>موجودی دارایی های ثابت فدرال رزرو</strong></h4>
</li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><a rel="attachment wp-att-721" href="http://www.nissiblog.com/?attachment_id=721"><img class="alignright size-full wp-image-721" title="gold" src="http://www.nissiblog.com/wp-content/uploads/2009/12/gold.jpg" alt="gold" width="99" height="85" /></a></p>
<p style="text-align: justify;">بر اساس قانون گرینزپن-گایدوتی بروز نکول در اقتصاد آمریکا قطعی است.با اینکه دولت از ذخایر پشتوانه ای نیز برخوردار است لذا با بررسی اجمالی درباره حجم آن در می یابیم: <strong>طلا</strong> حدود هشت هزار و یکصد و سی و سه تن طلا که در نوع خود در دنیا در مرتبه اول قرار دارد.با قیمت های فعلی در حدود سیصد بیلیون دلار می ارزد ، <strong>نفت</strong> تحت عنوان ذخیره استراتژیک دولت شناخته می شود نیز در حدود هفتصد و بیست و پنج میلیون بشکه نفت که حدود پنجاه و هشت بیلیون دلار ارزش دارد و <strong>سبد ارزهای</strong><strong> </strong><strong>خارجی</strong> که بر اساس آمار منتشره توسط صندوق جهانی پول، دولت آمریکا معادل یکصدو سی و شش بیلیون(میلیارد) دلار ذخیره سبد ارزی دیگر کشورها را نگهداری میکند.در مجموع رقمی بالغ بر پانصد بیلیون دلار می شود که از رقم کل بدهی های خارجی این کشور بسیار کوچک تر است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;">
<ul style="text-align: justify;">
<li>
<h4><strong>حجم کسری کوتاه مدت</strong></h4>
</li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><a rel="attachment wp-att-722" href="http://www.nissiblog.com/?attachment_id=722"><img class="alignright size-full wp-image-722" title="dollar-bounced" src="http://www.nissiblog.com/wp-content/uploads/2009/12/dollar-bounced.jpeg" alt="dollar-bounced" width="99" height="67" /></a></p>
<p style="text-align: justify;">بر اساس آنچه که بانک مرکزی ایالات متحده اعلام کرده است، ظرف مدت دوازده ماه آینده دو تریلیون دلار از بدهی های آمریکا سر رسید خواهد شد.فقط با بررسی دیون کوتاه مدت خواهیم فهمید که بانک مرکزی ناگزیر از تامین دو تریلیون دلار دیگر برای پرداخت بدهی خارجی خود خواهد بود. اگر این فقط یک مساله داخلی بود امکان داشت که این کسری منجر به بحران برای آمریکا نشود ، ولی از سال هزارو نهصد و هشتاد و پنج به بعد دولت آمریکا یک بدهکار تمام عیار بین المللی بوده است.امروز خارجی ها مالک چهل و چهاردرصد از بدهی های آمریکایی ها هستند، بعنوان مثال فقط در مورد همین دو تریلیون دلار، رقمی بالغ بر هشتصد و هشتاد میلیارد دلار طلب خارجی ها از ملت آمریکاست که از رقم دارایی های ثابت پانصد میلیارد دلاری آنها بیشتر است. لازم است به این نکته نیز توجه داشته باشیم که این رقم فقط شامل بدهی فعلی آمریکا می شود و دفتر تهیه و برنامه ریزی بودجه دولت آمریکا، کسری بودجه ای معادل هزار و پانصد میلیون دلار را برای سال آینده نیز برآورد کرده است که مجموع این دو رقم در نهایت بالغ بر کسری سه هزار و پانصد میلیون دلار طی دوازده ما آینده خواهد بود.</p>
<ul style="text-align: justify;">
<li>
<h4><strong>این پول از کجا تامین خواهد شد؟</strong></h4>
</li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><a rel="attachment wp-att-723" href="http://www.nissiblog.com/?attachment_id=723"><img class="alignright size-full wp-image-723" title="penniless" src="http://www.nissiblog.com/wp-content/uploads/2009/12/penniless.jpeg" alt="penniless" width="80" height="99" /></a></p>
<p style="text-align: justify;">کل سپرده بانکی آمریکایی ها در حدود سالانه ششصد بیلیون دلار است، با فرض اینکه همه مردم تمام پس انداز خود را پشتوانه بدهی خارجی آمریکا کنند باز چیزی در حدود سه هزار میلیارد دلار کسری وجود خواهد داشت.این رقمی معادل چهل درصد سرانه کل تولید ناخالص ملی آمریکاست. آیا دولت می تواند روی سرمایه گزاران خارجی حساب باز کند؟ به اتکای همین قانون گرینزپن-گایدوتی بانکهای مرکزی هند، روسیه خرید اوراق قرضه دلاری بانک مرکزی امریکا را متوقف کرده اند و بجای آن سرگرم خرید مقادی قابل توجهی طلا هستند.هندی ها اخیراً دویست تن خرید کرده اند و گزارشات از منابع مختلف حاکی از آن است که روسیه تصمیم به دوبرابر کردن ذخایر طلای فعلی خود گرفته است.</p>
<p style="text-align: justify;">
<ul style="text-align: justify;">
<li>
<h4><strong> </strong><strong>ماشین چاپ پول- فرشته نجات</strong></h4>
</li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><strong><a rel="attachment wp-att-724" href="http://www.nissiblog.com/?attachment_id=724"><img class="alignright size-full wp-image-724" title="Print Press" src="http://www.nissiblog.com/wp-content/uploads/2009/12/Print-Press.jpeg" alt="Print Press" width="99" height="66" /></a><br />
</strong>
</p>
<p style="text-align: justify;"><strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;">تنها گزینه پاسخگوی نیاز مبرم دولت آمریکا، ماشین چاپ پول فدرال رزرو ایالات متحده است. به همین منظوز پیشا پیش دو تریلیون دلار بابت پوشش بدهی های اوراق قرضه و وام های رهنی به بازارهای مالی تزریق کرده اند، که خود باعث ضعف دلار و کاهش ارزش اوراق قرضه بانک مرکزی شده است.دیر یا زود وام دهندگان به آمریکا ( خریداران خارجی دلار) بر سر یک دوراهی قرار خواهند گرفت، کماکان به خرید اوراق قرضه دلاری ادامه داده و شاهد کاهش تدریجی ارزش دلار باشند یا اینکه با تبدیل دلارهایشان به طلا پناه ببرند تا جبران ضررهای قبلی شان ناشی از سرمایه گزاری روی دلار باشند.بهرحال آنچه محرز است کسی سرمایه گزاری بیشتری روی دلار نخواهد کرد. بنظر می رسد برزیل، کره جنوبی و شیلی که جزو بزرگترین بانکهای مرکزی با کمترین حجم ذخیره طلا هستند به زودی به صف آندسته از مشتریان طلا که از دلار روی برگردانده اند خواهند پیوست. هیچ یک از این سه کشور حتی معادل یک درصد ذخیره پشتوانه ای طلا هم ندارند. تمام عوامل برشمرده فوق قطعاً باعث کاهش ارزش دلار خواهد شد و توقع می رود که این روند ظرف هیجده ماه آینده بوقوع بپیوندد.</p>
<p style="text-align: justify;"><img id="myFxSearchImg" style="border: medium none; position: absolute; z-index: 2147483647; opacity: 0.6; display: none;" src="data:image/png;base64,iVBORw0KGgoAAAANSUhEUgAAABgAAAAYCAYAAADgdz34AAADsElEQVR4nK2VTW9VVRSGn33OPgWpYLARbKWhQlCHTogoSkjEkQwclEQcNJEwlfgD/AM6NBo1xjhx5LyJ0cYEDHGkJqhtBGKUpm3SFii3vb2956wPB/t+9raEgSs52fuus89613rftdcNH8/c9q9++oe/Vzb5P+3McyNcfm2CcPj9af9w6gwjTwzvethx3Bx3x8xwd1wNM8dMcTNUHTfFLPnX6nVmZpeIYwf3cWD/PhbrvlPkblAzVFurKS6GmmGqqComaS+qmBoTI0Ncu3mXuGvWnrJ+ZSxweDgnkHf8ndVTdbiT3M7cQp2Z31dRTecHAfqydp4ejhwazh6Zezfnu98E1WIQwB3crEuJ2Y45PBTAQUVR9X4At66AppoEVO1Q8sgAOKJJjw6Am6OquDmvHskZ3R87gW+vlHz98zpmiqphkkRVbQtsfPTOC30lJKFbFTgp83bWh7Zx/uX1B6w3hI3NkkZTqEpBRDBRzG2AQHcwcYwEkOGkTERREbLQ/8HxJwuW7zdYrzfZ2iopy4qqEspKaDYravVm33k1R91Q69FA1VBRzFIVvXbx5AgXT44A8MWP81yfu0utIR2aVK3vfCnGrcUNxp8a7gKYKiLCvY2SUvo/aNtnM3e49ucK9S3p0aDdaT0UAVsKi2tVi6IWwNL9JvdqTdihaz79/l+u/rHMxmaJVMLkS2OoKKLWacdeE3IsSxctc2D5Qcl6vUlVVgNt+fkPPcFFmTw1xruvT7SCd7nuVhDQvECzJH90h0azRKoKFRkAmP5lKTWAGRdefoZL554FQNUxB92WvYeA5UN4PtSqwB2phKqsqMpBgAunRhFR3j49zuU3jnX8k6fHEQKXzh1jbmGDuYU6s4t1rt6socUeLLZHhYO2AHSHmzt19ihTZ48O8Hzl/AmunD/BjTvrvPfNX3hWsNpwJCvwYm+ngug4UilSCSq6k8YPtxDwfA+WRawIWFbgscDiULcCEaWqBFOlrLazurupOSHLqGnEKJAY8TwBEHumqUirAjNm52vEPPRV4p01XXMPAQhUBjcWm9QZwijwokgAeYHlHYA06KR1cT6ZvoV56pDUJQEjw0KeaMgj1hPEY4vz2A4eW0/e1qA7KtQdsxTYAG0H3iG4xyK1Y+xm7XmEPOJZDiENzLi2WZHngeOjj2Pe+sMg4GRYyLAsx7ME4FnsyTD9pr0PEc8zPGRAwKXBkYOPEd96cZRvf11g9MDe7e3R4Z4Q+vyEnn3P4t0XzK/W+ODN5/kPfRLewAJVEQ0AAAAASUVORK5CYII%3D" alt="" width="24" height="24" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nissiblog.com/?feed=rss2&amp;p=720</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>عقاب در گردباد – چشم انداز کوتاه مدت دلار آمریکا  (قسمت اول)</title>
		<link>http://www.nissiblog.com/?p=698</link>
		<comments>http://www.nissiblog.com/?p=698#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 30 Nov 2009 14:30:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بخشوده</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصادی]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[اشغال]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[بین الملل]]></category>
		<category><![CDATA[تحريم]]></category>
		<category><![CDATA[ثروت ، هوش]]></category>
		<category><![CDATA[دلار]]></category>
		<category><![CDATA[مدیریت]]></category>
		<category><![CDATA[منافع ملی]]></category>
		<category><![CDATA[مهاجرت]]></category>
		<category><![CDATA[نفت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nissiblog.com/?p=698</guid>
		<description><![CDATA[بانک مرکزی آمریکا ظرف یکسال آینده، رقم نجومی و باور نکردنی دو تریلیون (دو هزار میلیارد) دلار دیگر تحت عنوان استقراض کوتاه مدت به چرخه کنونی دلار تزریق خواهد کرد. البته این رقم شامل کسری بودجه مورد نیاز جهت تامین هزینه های جاری دولت از محل استقراض نخواهد بود که آن نیز خود رقمی بالغ بر یک نیم تریلیون دلار  برآورد می شود.با کنار هم گذاشتن این دو عدد از خودتان بپرسید که چطور خزانه آمریکا می تواند ظرف یکسال سه و نیم تریلیون دلار قرض کند؟ عددی که معادل یک سوم تولید ناخالص ملی بزرگترین اقتصاد دنیا می باشد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مردم آمریکا ملتی سخت کوش و مولد بوده اند، برداشت شخصی من اینست که تحولی اجتماعی در مقیاس مناسب می تواند آثار مثبتی را به ارمغان بیاورد،هر چندپیمودن این راه آسان نیست.هرگاه که به اسم دولت ایالات متحده آمریکا برخورد کردم ،تصویر عقاب در ذهنم مجسم می شد، که صد البته تصویر عقاب نمادین در آرم اکثر ادارات تابعه دولت آمریکا نقش بسته است. به اتکای شنیده هایم، زندگی عقاب نیز جالب و قابل تامل است درج مطلبی را که شاید شما هم بارها ممکن است خوانده باشید در مقدمه این مطلب نسبتاً طولانی و دو قسمتی خالی از لطف ندیدم.</p>
<ul>
<li>
<h3><strong>پروازی بنام تولد دوباره</strong></h3>
</li>
</ul>
<p><strong><a rel="attachment wp-att-711" href="http://www.nissiblog.com/?attachment_id=711"><img class="alignright size-full wp-image-711" title="US-FederalReserveBoard-Seal.jpg" src="http://www.nissiblog.com/wp-content/uploads/2009/11/US-FederalReserveBoard-Seal.jpg.jpg" alt="US-FederalReserveBoard-Seal.jpg" width="99" height="99" /></a><br />
</strong></p>
<p>عمر عقاب از همه پرندگان نوع خود طولانی تر است، عقاب می تواند تا ۷۰ سال زندگی کند. ولی برای اینکه به این سن برسد باید تصمیم دشواری بگیرد. زمانی که عقاب به ۴۰ سالگی می رسد: چنگال های بلند و انعطاف پذیرش دیگر نمی توانند طعمه را گرفته را نگاه دارند. نوک بلندو تیزش خمیده و کند می شود شهبال های کهنسالش بر اثر کلفت شدن پرها به سینه اش می چسبند و پرواز برای عقاب دشوار می گردد. در این هنگام عقاب تنها دو گزینه در پیش روی دارد. یا باید بمیرد و یا آن که فرآیند دردناکی را که ۱۵۰ روز به درازا می کشد پذیرا گردد. برای گذرانیدن این فرآیند عقاب باید به نوک کوهی که در آنجا آشیانه دارد پرواز کند. در آنجا عقاب نوکش را آن قدر به سنگ می کوبد تا نوکش از جای کنده شود. پس از کنده شدن نوکش ٬ عقاب باید صبر کند تا نوک تازه ای در جای نوک کهنه رشد کند ٬ سپس باید چهار چنگال پیش را از جای برکند. زمانی که به جای چنگال های کنده شده ٬ چنگال های تازه ای در آیند ٬ آن وقت عقاب شروع به کندن همه پرهای قدیمی اش می کند. سرانجام ٬ پس از ۵ ماه عقاب پروازی را که تولد دوباره نام دارد آغاز کرده &#8230; و ۳۰ سال دیگر زندگی می کند.</p>
<ul>
<li>
<h3><strong> </strong><strong>بدهی نجومی</strong></h3>
</li>
</ul>
<p><strong><a rel="attachment wp-att-710" href="http://www.nissiblog.com/?attachment_id=710"><img class="alignright size-full wp-image-710" title="deficit" src="http://www.nissiblog.com/wp-content/uploads/2009/11/deficit.jpeg" alt="deficit" width="66" height="99" /></a><br />
</strong></p>
<p>بانک مرکزی آمریکا ظرف یکسال آینده، رقم نجومی و باور نکردنی دو تریلیون (دو هزار میلیارد) دلار دیگر تحت عنوان استقراض کوتاه مدت به چرخه کنونی دلار تزریق خواهد کرد. البته این رقم شامل کسری بودجه مورد نیاز جهت تامین هزینه های جاری دولت از محل استقراض نخواهد بود که آن نیز خود رقمی بالغ بر یک نیم تریلیون دلار  برآورد می شود.با کنار هم گذاشتن این دو عدد از خودتان بپرسید که چطور خزانه آمریکا می تواند ظرف یکسال سه و نیم تریلیون دلار قرض کند؟ عددی که معادل یک سوم تولید ناخالص ملی بزرگترین اقتصاد دنیا می باشد.</p>
<ul>
<li>
<h4><strong>مهمانی به پایان می رسد</strong></h4>
</li>
</ul>
<p><strong><a rel="attachment wp-att-699" href="http://www.nissiblog.com/?attachment_id=699"><img class="alignright size-full wp-image-699" title="ThePartysOver" src="http://www.nissiblog.com/wp-content/uploads/2009/11/ThePartysOver.jpg" alt="ThePartysOver" width="67" height="99" /></a><br />
</strong></p>
<p>بطور قطع روایات بیشماری از چگونگی پیدایش بحران اقتصادی شنیده یا خوانده اید.به نوعی دولت آمریکا در حال تکرار خطای مشابهی است که شرکتهای جنرال موتورز، فَنی یا جنرال الکتریک مرتکب شدند،استقراض پی در پی جهت بازپرداخت دیون معوقه درحالیکه بانک مرکزی با کاهش بهره، بار بدهی کوتاه مدت وامداران را بدوش کشیده تا جایی که مقروضین به سیستم بانکی دیگر قادر به پرداخت بدهی خود نباشند. از نگاهی دیگر این به نوعی تاخیر در زمان اعلان ورشکستگی بنگاه های اقتصادی است با این تفاوت که دولت ایالات متحده واقعا چاره دیگری در کوتاه مدت پیش روی خود نمی بیند. این بدان معناست که تا جاییکه امکان قرض گرفتن و افزایش بدهی فراهم است، مشکلی سرراه شما نخواهد بود.متاسفانه همین قانون نانوشته بود که ورشکستگان بحران اخیر را تشویق می نمود تا اقدام به دریافت وامهای بیشتر جتی با سررسیدهای بسیار کوتاه و بهره کمتر نمایند. و این روند ادامه داشت تا جاییکه وام دهندگان روزی از خواب برخاسته و از خود پرسیدند که آیا بدهکاران ما قادر به پرداخت بدهی خود هستند؟! و گرفتاریها از همین جا آغاز می شود، نرخ بهره ها و هزینه های سرمایه گزاری بالا میرود، مهمانی تمام شده و اعلام ورشکستگی پی در پی شرکتهای مقروض آغاز می شود.</p>
<ul>
<li>
<h3><strong>چک</strong><strong> </strong><strong>بی محل دولت</strong><strong> ( </strong><a title="نکول" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%DA%A9%D9%88%D9%84" target="_blank"><strong>نکول</strong></a><strong>)</strong></h3>
</li>
</ul>
<p><strong><a rel="attachment wp-att-712" href="http://www.nissiblog.com/?attachment_id=712"><img class="alignright size-full wp-image-712" title="bankruptcy" src="http://www.nissiblog.com/wp-content/uploads/2009/11/bankruptcy.jpg" alt="bankruptcy" width="99" height="99" /></a><br />
</strong></p>
<p>نکول در واژه نامه اقتصاد اصطلاحاً به دولت ورشکسته اتلاق می شود، دلالان عمده ارز توانایی تعیین زمان نکول اقتصاد یک کشور را دارند، دو اقتصاد دان مشهور الن گرینزپن و پابلو گایدوتی در سال ۱۹۹۹ میلادی در جریان یک پروژه تحقیقاتی-دانشگاهی موفق شدند یک فرمول سری بنام قانون گرینزپن-گایدوتی ابداع کنند. بر اساس این قانون برای جلوگیری از وقوع نکول ،حداقل حجم ممکن دارایی های های پشتوانه ای از قبیل فلزات گرانبها و کالاهای اساسی، میتواند معادل حجم کل بدهی های با سررسید کوتاه مدت باشد. بزبانی ساده تر مفهوم کلی قانون مذکور اینست که اگر ظرف مدت دوازده ماه نتوانید بدهی های خارجی افزون بر حجم دارائی های پشتوانه ای خود را بپردازید، حسن شهرت و اعتبار شما مواجه با خطرات سهمگینی خواهد بود. دلالان عمده ارز، اوراق قرضه دولت و همچنین ارز رایج آنرا با اقدام به فروش در مقیاس های وسیع بمنظور اجتناب از متضرر شدن ناشی از کاهش ارزش دلار،مورد هدف قرار داده و امکان استقراض مجدد در راه تلاش برای استهلاک بدهی های پیشین بر دولت بسته و قطعاً دولت را به سرازیری نکول هدایت خواهند نمود.</p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p><img id="myFxSearchImg" style="border: medium none ; position: absolute; z-index: 2147483647; opacity: 0.6; display: none;" src="data:image/png;base64,iVBORw0KGgoAAAANSUhEUgAAABgAAAAYCAYAAADgdz34AAADsElEQVR4nK2VTW9VVRSGn33OPgWpYLARbKWhQlCHTogoSkjEkQwclEQcNJEwlfgD/AM6NBo1xjhx5LyJ0cYEDHGkJqhtBGKUpm3SFii3vb2956wPB/t+9raEgSs52fuus89613rftdcNH8/c9q9++oe/Vzb5P+3McyNcfm2CcPj9af9w6gwjTwzvethx3Bx3x8xwd1wNM8dMcTNUHTfFLPnX6nVmZpeIYwf3cWD/PhbrvlPkblAzVFurKS6GmmGqqComaS+qmBoTI0Ncu3mXuGvWnrJ+ZSxweDgnkHf8ndVTdbiT3M7cQp2Z31dRTecHAfqydp4ejhwazh6Zezfnu98E1WIQwB3crEuJ2Y45PBTAQUVR9X4At66AppoEVO1Q8sgAOKJJjw6Am6OquDmvHskZ3R87gW+vlHz98zpmiqphkkRVbQtsfPTOC30lJKFbFTgp83bWh7Zx/uX1B6w3hI3NkkZTqEpBRDBRzG2AQHcwcYwEkOGkTERREbLQ/8HxJwuW7zdYrzfZ2iopy4qqEspKaDYravVm33k1R91Q69FA1VBRzFIVvXbx5AgXT44A8MWP81yfu0utIR2aVK3vfCnGrcUNxp8a7gKYKiLCvY2SUvo/aNtnM3e49ucK9S3p0aDdaT0UAVsKi2tVi6IWwNL9JvdqTdihaz79/l+u/rHMxmaJVMLkS2OoKKLWacdeE3IsSxctc2D5Qcl6vUlVVgNt+fkPPcFFmTw1xruvT7SCd7nuVhDQvECzJH90h0azRKoKFRkAmP5lKTWAGRdefoZL554FQNUxB92WvYeA5UN4PtSqwB2phKqsqMpBgAunRhFR3j49zuU3jnX8k6fHEQKXzh1jbmGDuYU6s4t1rt6socUeLLZHhYO2AHSHmzt19ihTZ48O8Hzl/AmunD/BjTvrvPfNX3hWsNpwJCvwYm+ngug4UilSCSq6k8YPtxDwfA+WRawIWFbgscDiULcCEaWqBFOlrLazurupOSHLqGnEKJAY8TwBEHumqUirAjNm52vEPPRV4p01XXMPAQhUBjcWm9QZwijwokgAeYHlHYA06KR1cT6ZvoV56pDUJQEjw0KeaMgj1hPEY4vz2A4eW0/e1qA7KtQdsxTYAG0H3iG4xyK1Y+xm7XmEPOJZDiENzLi2WZHngeOjj2Pe+sMg4GRYyLAsx7ME4FnsyTD9pr0PEc8zPGRAwKXBkYOPEd96cZRvf11g9MDe7e3R4Z4Q+vyEnn3P4t0XzK/W+ODN5/kPfRLewAJVEQ0AAAAASUVORK5CYII%3D" alt="" width="24" height="24" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nissiblog.com/?feed=rss2&amp;p=698</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چه می خواهم؟ ( بازی وبلاگی)</title>
		<link>http://www.nissiblog.com/?p=694</link>
		<comments>http://www.nissiblog.com/?p=694#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 13 Oct 2009 04:38:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>بخشوده</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[طنز]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[تجاهل]]></category>
		<category><![CDATA[تربیت فرزندان]]></category>
		<category><![CDATA[تصویر ذهنی نقد]]></category>
		<category><![CDATA[تغافل]]></category>
		<category><![CDATA[تلاش]]></category>
		<category><![CDATA[توقع]]></category>
		<category><![CDATA[ثروت ، هوش]]></category>
		<category><![CDATA[راه حقیقت]]></category>
		<category><![CDATA[عوامل تاریخی]]></category>
		<category><![CDATA[مهاجرت]]></category>
		<category><![CDATA[نامه ای به یک دوست]]></category>
		<category><![CDATA[کنترل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.nissiblog.com/?p=694</guid>
		<description><![CDATA[آرتا هرمس عزیز، بچه های وبلاگستان رو دعوت به یک بازی وبلاگی کرده که بگیم چه میخواهیم؟

مساله عمده ایرانیان اصولاً همین است که نمی دانیم چه میخواهیم.من می خوام که بدونم چی می خوام همین.

اگر بخوام بدونم که چی می خوام، باید خواسته هام رو توی ذهنم تخیل و تصویر کنم، وقتی میتونم اینکار رو بکنم که  از خودم برای هر خرده خواسته ای که دارم بپرسم گیریم به همینی که می خواهی رسیدی بعد که چی؟ اگه نتونی خودت رو قانع کنی که بعد از رسیدن به خواسته ات یک حس خوب و مفید بودن بهت دست میده، خوب دیگه اصلاً لازم نیست این تصور و تخیل را داشته باشی.قبل از اینی که تصمیم بگیری چیزی بخواهی باید اون خواسته بهت انگیزه بده، انرژی مثبت ایجاد کنه و توانایی اینو داشته باشه که این انرژی مثبت رو انتقال بده.باید موقعی که یه چیزی رو می خوام به خودم بگم: هی پسر فکرشو بکن اگه همچین چیزی که می خواهی اتفاق بیافته چی میشه؟ همین چی میشه تا کی و کجا ادامه داره؟ خداوکیلی و یا به هر چی که معتقدیم، بیاییم کلاهمون رو قاضی کنیم ببینیم میتونیم صادقانه این سوال رو از خودمون بپرسیم و خودمون رو قانع کنیم؟مهم نیست که کجا هستی و کجا می خواهی بری. مهم اینه که خواسته ات بهت انگیزه مثبت بده و پتانسیل اینو داشته باشه که محیط اطرافت رو بصورت مثبتی در جهت خواسته ات شکل بدی.نمی خوام بحث سیاسی کنم، نمی خوام حرفهای گنده تر از دهنم بزم ولی شخصاً معتقدم، اگر یک چیزی رو می خواهی از هر کی که می خواهی باید مهربانانه و با ادب بخواهی، هر چند که طرف تو اصلاً در این وادی ها سیر و سیاحت نکنه، وقتی با داد و بیداد ، دعوا، مرگ و زنده باد افتادیم دنبال چیزی،  باید بدونیم که چیزی که می خواهیم هر چند خوب و مثبت باشه ولی در موقع درستش ممکنه دستمون نرسه.آخه این هم یه مساله است که من ممکنه چیزای خوبی بخوام ولی موقع داشتنش رسیده برام؟ اینو خودت به خودت داری میگی نه کسی دیگه ای.سوء تفاهم نشه یه وقت.

زیاده عرضی نیست و وقتتون رو نگیرم، من دلم میخواد هر چی که می خوام خوب باشه، هم برای خودم هم برای دیگران، دلم می خواد چیزی که دارم بدردم بخوره و حالا حالا ها هم برام کار کنه و بهم منفعت برسونه، دلم میخواد چیزی که می خوام به موقع بدستم برسه.مثلاً دلم نمی خواد که تو نود سالگیم تازه بتونم یه آستون مارتین داشته باشم که یه عمری عشقش رو داشتم ساعت دو نصفه شب تو خیابونای خلوت بهش گاز بدم و حالا که دارم اینکارو میکنم مردم به اموات مونثم ابراز لطف و علاقه خارج از عرف کنند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">آرتا هرمس عزیز، بچه های وبلاگستان رو دعوت به یک بازی وبلاگی کرده که بگیم چه میخواهیم؟</p>
<p style="text-align: justify;">مساله عمده ایرانیان اصولاً همین است که نمی دانیم چه میخواهیم.من می خوام که بدونم چی می خوام همین.</p>
<div id="attachment_695" class="wp-caption alignleft" style="width: 310px"><img class="size-medium wp-image-695 " title="old_driver" src="http://www.nissiblog.com/wp-content/uploads/2009/10/old_driver-300x219.gif" alt="البته این یکی فکر کنم با آرزوی آستون مارتین شروع کرده و آخر سری پشت فولکس واگن نشسته!" width="300" height="219" /><p class="wp-caption-text">راننده پیر</p></div>
<p style="text-align: justify;">اگر بخوام بدونم که چی می خوام، باید خواسته هام رو توی ذهنم تخیل و تصویر کنم، وقتی میتونم اینکار رو بکنم که  از خودم برای هر خرده خواسته ای که دارم بپرسم گیریم به همینی که می خواهی رسیدی بعد که چی؟ اگه نتونی خودت رو قانع کنی که بعد از رسیدن به خواسته ات یک حس خوب و مفید بودن بهت دست میده، خوب دیگه اصلاً لازم نیست این تصور و تخیل را داشته باشی.قبل از اینی که تصمیم بگیری چیزی بخواهی باید اون خواسته بهت انگیزه بده، انرژی مثبت ایجاد کنه و توانایی اینو داشته باشه که این انرژی مثبت رو انتقال بده.باید موقعی که یه چیزی رو می خوام به خودم بگم: هی پسر فکرشو بکن اگه همچین چیزی که می خواهی اتفاق بیافته چی میشه؟ همین چی میشه تا کی و کجا ادامه داره؟ خداوکیلی و یا به هر چی که معتقدیم، بیاییم کلاهمون رو قاضی کنیم ببینیم میتونیم صادقانه این سوال رو از خودمون بپرسیم و خودمون رو قانع کنیم؟مهم نیست که کجا هستی و کجا می خواهی بری. مهم اینه که خواسته ات بهت انگیزه مثبت بده و پتانسیل اینو داشته باشه که محیط اطرافت رو بصورت مثبتی در جهت خواسته ات شکل بدی.نمی خوام بحث سیاسی کنم، نمی خوام حرفهای گنده تر از دهنم بزم ولی شخصاً معتقدم، اگر یک چیزی رو می خواهی از هر کی که می خواهی باید مهربانانه و با ادب بخواهی، هر چند که طرف تو اصلاً در این وادی ها سیر و سیاحت نکنه، وقتی با داد و بیداد ، دعوا، مرگ و زنده باد افتادیم دنبال چیزی،  باید بدونیم که چیزی که می خواهیم هر چند خوب و مثبت باشه ولی در موقع درستش ممکنه دستمون نرسه.آخه این هم یه مساله است که من ممکنه چیزای خوبی بخوام ولی موقع داشتنش رسیده برام؟ اینو خودت به خودت داری میگی نه کسی دیگه ای.سوء تفاهم نشه یه وقت.</p>
<p style="text-align: justify;">زیاده عرضی نیست و وقتتون رو نگیرم، من دلم میخواد هر چی که می خوام خوب باشه، هم برای خودم هم برای دیگران، دلم می خواد چیزی که دارم بدردم بخوره و حالا حالا ها هم برام کار کنه و بهم منفعت برسونه، دلم میخواد چیزی که می خوام به موقع بدستم برسه.مثلاً دلم نمی خواد که تو نود سالگیم تازه بتونم یه آستون مارتین داشته باشم که یه عمری عشقش رو داشتم ساعت دو نصفه شب تو خیابونای خلوت بهش گاز بدم و حالا که دارم اینکارو میکنم مردم به اموات مونثم ابراز لطف و علاقه خارج از عرف کنند</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.nissiblog.com/?feed=rss2&amp;p=694</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
