مدتی بود مدام به این مساله فکر میکردم که چرا ما بصورت ناخواسته و کاملن غریزی به یکدیگر بر چسب میزنیم؟ آیا این ناشی از میل ما به طبقه بندی افراد در دسته های مشخص و زیر تعاریف محدود و کم شمار نیست؟
اصولا کاربرد برچسب چیست؟ تا بحال به آن فکر کرده اید؟
برای سازماندهی و برقراری نظم در هر سیستم آشفته ای ، نیاز خواهیم داشت که در ابتدای امر، به هر شی جایی اختصاص بدهیم. این اشیاء میتوانند ذهنیات یک فرد ، وظایف محوله یا مشغله های آرمانی باشند که به دلیل بی نظمی و ضیق وقت، افراد قادر به انجام آن نیستند.
خوب تا اینجا این فلسفه پیدایش و کاربرد بر چسب بود.در اجتماعاتی که دارای بیشینه تاریخی حکومت نظام دیکتاتوری،هستند، حاکمان بدلیل اقتضای شرایط حکومت فردی ،ناچار به دسته بندی و ساده سازی برای تشخیص امور بودند،در مواجهه خیل عظیم یک اجتماع با یک فرد چه ساختاری ساده تر و کابردی تر از برچسب میتواند شما را به برقراری نظم دلخواهتان هدایت کند؟ کاربرد برچسب امری بسیار نارواست اما بدتر از آن سپردن همه قدرت به یک شخص است هر چند با لیاقت. تصور بفرمایید گیریم فردی قادر به تصمیم گیری درباره یک اجتماع است و مردم نیز بر چسب های کاربردی ایشان را حداقل در ظاهر برسمیت میشناسند.اما و اگر ها از اینجا آغاز میشود که اگر فرد مورد وثوق اجباری اجتماع مذکور، دچار عقده های روانی خطرناک و خزنده ذیل باشد آنگاه حدس بزنید که چه سرنوشتی در انتظار آن اجتماع است:
این عقده تمایل به خراب کردن، ضایع ساختن، کثیف کردن، به هدر دادن و از دیدگاه فرهنگی، خراب کردن و عیب جویی کردن و بی اعتبار ساختن دیگران و عقاید است. این عقده می تواند در حد سادیسم (یعنی لذت بردن از رنج دادن دیگران، صدمه زدن و تنبیه کردن) یا خودآزاری (یعنی لذت بردن از آزارخود در پی چیزی که موجب رنج فرد می شود و خوش آمد از درد کشیدن) پیش رود.
- عقده نگهداری مقعدی (Complex retention anal):
در انباشتن، پس انداز کردن و جمع کردن اشیا به صورت وسواسی یا افراطی، پاکیزگی، آراستگی، نظافت، لجبازی و خساست خود را نشان می دهد. والدین بیش از حد پرتوقع و کنترل کننده که آموزش توالت رفتن را خیلی زود یا خیلی شدید تحمیل می کنند احتمالا موجب شکل گیری این عقده در کودک می شوند.
- عقده میزراهی (Complex urethral):
منحصر به نظریه مورای می باشد، به جاه طلبی مفرط، حس تعریف شده عزت نفس، خودنمایی، شب ادراری و خودشیفتگی مربوط می شود. این عقده با اقتباس از مظهر افسانه ای یونان که به قدری به خورشید نزدیک شد که موم نگهدارنده بال های او ذوب شد، گاهی اوقات عقده ایکاروس نامیده می شود. اشخاص دارای این عقده هدف های بلندپروازانه دارند و رویاهای آنها با شکست بر هم می خورد!
این عقده که صورت بیمارگونه طرد و پرخاش نسبت به موضوعی مزاحم و نامطلوب است، همان عقده حسادت برادری است، عقده ای که به صورت رفتارهای طرد، منع، بی اعتبار ساختن و پرخاش نسبت به هر رقیب واقعی یا فرضی درآمده است.
یا عقده ادیپ در عرصه حیات معنوی عبارت است از تمایل به داشتن قدرتی همانند استادان خویش، پی بردن به رمز قدرت آنان و مجذوب خود ساختن آنان، ضمن قبول خطر برانگیختن خشم و انتقام آنها. (پرومته نخستین موجد تمدن جهان به شمار می رود و چون به جای گوشت گاو، استخوان های آن را به زئوس هدیه کرد و آتش را از آسمان ربود و به انسان هدیه کرد، مورد خشم او قرار گرفت).
عقده پدری است که به فرزندانش ستم می کند، با شخصیت خود آنها را خرد می کند یا از استقلال طلبی آنها جلوگیری می کند. این عقده از آن «پدران آزارگر» است.