بایگانی شهریور, ۱۳۸۸

خجالت نکشید اگر گاهی برای خودتان یک نوشابه خنک باز می کنید

شهریور ۱م, ۱۳۸۸

آغاز کلام اینکه علوم انسانی در مملکت ما بسیار مهجور و عقب افتاده است.نوشتن در باره هنر یا مهارت های گوناگون در علم مدیریت، بزبان فارسی کاری بس دشوار است.شاید باورتان نشود که چقدر در این حوزه از نظر واژه فقیریم.هرگاه مطلبی را برای نوشتن آماده میکنم، بطرز شگفت انگیزی چهار برابر کل وقتی که برای نوشتن اصل مطلب گذاشته ام را باید صرف یافتن واژه های مناسب و غیر تکراری کنم.در حالیکه مثلاً وقتی شما بزبان انگلیسی مطلب مشابه را می نویسید واژه ها خود به خود به کمک شما می آیند و حتی ترکیب عنوان مطلب را مثل پازلی در ذهن شما آنهم بصورت داوطلبانه مرتب میکنند.انتخاب تیتر مناسب نیز خودش بخاطر همان فقری که اشاره کردم، یکی دیگر از معضلات قلم زدن است.بهرحال تمام سعی خودم را صرف این موضوع میکنم که مطالب ساده و قابل درک باشند تا بتوانم تجربیات شخصی خودم را به خوانندگان محترم انتقال بدهم. مطلب پست امروزم درباره چگونگی تجدید قوا و همچنین بازیابی نیروی از دست رفته است.همه ما، گاهی بی انگیزگی در انجام کارها را تجربه کرده ایم راهکارهای مناسب و عملی که با شما به اشتراک می گذرام نیز حاصل همان تجربیات شخصی است که امیدوارم شما هم از آن بهره مند شوید.

یک روز تعطیلی مطلق

یک روز در هفته به هیچ کاری دست نزنید

یک روز در هفته به هیچ کاری دست نزنید

مدتها پیش بود که یک روز بالاخره تصمیم گرفتم بجای هفت روز، شش روز در هفته کار کنم، راندمان کاری ام بطرز حیرت انگیزی افزایش یافت.با اینکه تعداد روزهای کاری ام کمتر شده بود، ولی واقعیت این بود که توانسته بودم قوای خود را که در طول هفته و حین انجام کارهای مختلف تحلیل می رود را بازیابی کنم.

در مواقعی که مشغله های سنگین و گوناگون شما را احاطه نکرده است، یک روز تعطیلی در هفته لذت بخش بنظر می آید. برای اینکه بتوانید این فرصت را به خود بدهید که یک روز در هفته به هیچ کاری دست نزنید باید مقررات خاصی را وضع کنید. مخصوصاً وقتی که میدانید در هفته پیش روی خود بشدت مشغول و درگیر امور مختلفی خواهید بود.این یکی از توصیه هایی است که می توانم بکنم و بنظر اجرای آن اسان می آید ولی فقط عده کمی احتمالاً بتوانند بدرستی آنرا اجرا کنند.

اگر بتوانید خودتان را عادت دهید که یک روز در هفته واقعاً به هیچ کاری نپردازید، ادامه آن مشکل نخواهد بود.از وقتی که بجای هفت روز، شش روز کار میکنم، حجم کار مفیدی که انجام می دهم به حدی زیاد شده که دیگر در روزهایی که متوجه می شوم با حجم زیادی از کار مواجه هستم، خواب آلودگی و تنبلی طبیعی برای روبرو شدن با مسایل کاری، مرا ضربه فنی نمیکند. شگفت انگیز اینکه یک روز تعطیلی، به حس غریزی طفره رفتن از انجام امور دشوار و طبیعتاً نامطلوب یا بعبارتی راحت طلبی ذاتی خودمان نیز مجالی برای خودنمائی و ارضا شدن می دهد. تنبلی ذاتی مانع از به ثمر رسیدن کارها می شود، آن هم درست در زمانیکه شما واقعا نیاز به متمرکز کردن قوای خود داشته و انرژی کمی برای ادامه کار دارید. به همین سادگی می توانید با فقط یک روز در هفته استراحت مطلق توان فکری و ذهنی تحلیل رفته خود را دوباره بازیابی کنید و با انرژی و انگیزه فراوان به راه پر پیچ و خم خود ادامه دهید.

اول روی خودتان سرمایه گذاری کنید

از بلعیده شدن این سرمایه توسط کارهای زمانبر و بیهوده جلوگیری کنید

از بلعیده شدن این سرمایه توسط کارهای زمانبر و بیهوده جلوگیری کنید

اول دستمزد خودت را بپرداز، یکی از ضرب المثل های رایج بین مدیرانی است که در امور سرمایه گذاری اشتغال دارند، یعنی  قبل از آنکه پولتان در پیچ و مخارج روزمره تان صرف شود، باید آنرا پس انداز یا سرمایه گذاری کنید. واقعیت اینست که معمولا خرج و دخل شما بتدریج با یکدیگر تطبیق می یابند، وقتی درآمدتان زیاد شد معمولاً خرجتان هم به همان نسبت افزایش می یابد، از اینروست که فقط با پس انداز درآمدتان می توانید جلوی از بین رفتن آنرا بگیرید.بعبارتی دیگر سرمایه گذاری یا پس انداز در اولویت نخست قرار دارد. با گذاشتن آن در صدر لیست، از بلعیده شدن این سرمایه توسط موارد بعدی جلوگیری خواهید کرد. ورزش، نویسندگی به هر شکل و فرم آن، مطالعه، تحصیل، گذراندن وقت با خانواده از جمله اموری هستند که وقت گذاشتن برای آنها، بمعنای سرمایه گذاری مستقیم روی خودتان خواهد بود.

بر اساس تجربیات شخصی خودم ، کمبود وقت، بهترین بهانه ای که افراد برای طفره رفتن از انجام هر یک از امور فوق می آورند.ولی باز هم معتقدم، مثلاً وقتی که صرف ورزش میکنم هرگز اینطور بنظر نمی آید که تقویم روزانه ام را اشغال کرده است، فقط بعد از مدتی که به هر کدام از عادات فوق توجه کمتری نشان می دهم بتدریج احساس میکنم که وقت ندارم و سرم برای انجام آن شلوغ است.

معرفی یک الگوی مناسب

درباره بن یامین فرانکلین بصورت مختصر و مفید عرض کنم که یکی از بنیانگذاران ایالات متحده و کاشف نیروی الکتریسیته است.الگوهای رفتاری بسیار مثبتی را از نحوه برنامه ریزی و اداره امور در زندگی شخصی اش می توان مثال زد، مثلاً ایشان با ابتکاری خاص، که در زمانه خودش خیلی بدیع و هوشمندانه است از تلفیقی که شامل هنر تکمیل یا بنوعی به ثمر رساندن کار ها است و مهارت حفظ و افزایش کارائی بهره می برد.

بن جامین فرانکلین 1790-1706 میلادی

بن یامین فرانکلین ۱۷۹۰-۱۷۰۶ میلادی

یکی از شگردهای وی برای موفقیتش در کارها، این بود که به تجربه دریافته بود سیزده نوع فضیلت یا هنر برای داشتن یک زندگی موفق، حیاتی است. اگر به این نتیجه می رسید که آنروز به هرکدام عمل کرده کنار آن مورد یک علامت قرار میداد که نشان از عمل به آن تعهد بوده و بلافاصله به سراغ مورد بعدی می رفت. شما هم می توانید معیارهای مشابه را برای افزایش بهره وری در امور مختلف زندگی خود، داشته باشید. میتوانید لیستی از عادتهای خوب و پسندیده را همراه خودتان داشته باشید که باعث افزایش راندمان شما می شوند، و همان روشی را که بن یامین فرانکلین انجام می داد را شما هم پیاده کنید.این رویه به شما کمک میکند که روی عادات خوب تان تمرکز کنید. البته شاید فرصتی دست داد در مورد ایشان بیشتر بنویسم.تا بعد.

چهار توصیه ای که شما را قادر می سازد تا دنیا را به زانو دربیاورید

مرداد ۲۹م, ۱۳۸۸

از افراد تنبل دوری کنید

رفتار در انسانها سرایت پذیر است.اگر با افرادی وقتتان را می گذرانید که فعال و مولد نیستند،تردید نداشته باشید که به مرور زمان شما هم مبتلا به این عادت ناپسند خواهید شد.توصیه

از افراد تنبل دوری کنید

از افراد تنبل دوری کنید

نمیکنم که به یکباره همه اطرافیان مثلاً تنبل خود را کنار بگذارید در عوض آن میتوانم روشهای مختلفی را برای تغییر فضای نامطلوب پیرامون تان پیشنهاد کنم:

الف: وقتتان را با انسانهای مولد و پویا صرف کنید.واضح است آنها الگوهای آموزشی مناسبی برای شما خواهند بود، ولی این همه ماجرا نیست، بلکه بتدریج عادات پسندیده آنها را دقیقاً مثل پدیده اسمزی در علم فیزیک جذب کنید.

ب:کوشش کنید تا همواره افرادی را بیابید که عادات و اهدافی مشابه شما دارند.صرفنظر از رقابت غیر قابل اجتناب با آنها،حضور این اشخاص در اطراف شما، خود یک نوع ثروت و دارئی بحساب می آید.انگیزه و اشتیاق آنها برای به ثمر رساندن امور، می تواند روی شما هم تاثیر مفیدی گذاشته و همانند عصای زیر بغل دلسردی و یاس شما عمل کنند.

ج:دوستانی را بجوئید که دارای عاداتی مثبت و مطلوب هستند، وقتتان را با مردمانی سپری کنید که روشی در زندگی شان دارند که شما مایلید داشته باشید.مثلاً من با کسانی به تمرینات ورزشی می روم که ایشان هم انگیزه زیادی برای انجام آن تمرینات دارند. اگر من با فردی همراه شوم که انگیزه ای برای تحرک بدنی ندارد، بتدریج همین حس منفی در روحیه من هم اثر نا مطلوب خواهد گذاشت.

رژیم اطلاعاتی بگیرید!

رژیم اطلاعاتی بگیرید!

رژیم اطلاعاتی بگیرید!

برای رسیدن به راندمان آرمانی خویش،لازم است که روی موضوع مورد نظر تمرکز کنید.اگر مشتاق به رویش عادات خوب در وجودتان هستید، پس به نیاز به تمرکز روی آنها توجه ویژه نشان دهید. تمرکز یکی از منابع محدود و غیر قابل جایگزین است. برای صرفه جوئی در مصرف آن، باید از موضوعات حاشیه ای چشم پوشی کنید، چون میتواند پیشرفت شما را در مطلبی که روی آن کار می کنید، مختل نماید.

با حذف گردش جریانهای اطلاعاتی غیر سودمند، به موفقیت در انجام کار مورد نظرتان کمک می کنید.اخبار تلوزیون یا مطالعه مجلات زرد ممکن است در نگاه اول مهم و لذت بخش جلوه کنند، اما در صورتیکه اینگونه موضوعات ارتباط و اثر مستقیمی به سوژه شما ندارد، فقط وسیله ای برای اتلاف وقت است. گام بعدی حذف کنترل غیر ضروری جریان اطلاعاتی است که نیاز به پیگیری مداوم آنها در فواصل زمانی کوتاه ندارید.مثلاً کنترل میزان درآمد ماهیانه، یکبار رسیدگی در ماه کافی است و سرکشی روزانه یا هفتگی به آن، علاوه بر هدر رفتن وقت، اثرات نامطلوبی بر میزان صبر و شکیبائی شما در انجام وظایف روزمره نیز می گذارد.

در معرض انتقادات صریح و صادقانه قرار بگیرید

انتقاد

در معرض انتقادات صریح و صادقانه قرار بگیرید

هیچ کس از انتقاد درباره خودش و کاری که انجام میدهد، خوشحال نمی شود.با این فرض که خیلی پوست کلفت هم باشید باز شما از تعارف و تمجید، بیش از انتقاد لذت می برید. پرورش ظرفیت تحمل انتقادات سختگیرانه، خود یک نقطه عطف در شکل گیری شخصیت مطلوب در افراد بحساب می آید.در صورتیکه واقعا مایلید بجای وقت تلف کردن، کاری که انجام می دهید نهایتا نتیجه ای واقعی و موردپسند بهمراه داشته باشد، بدون هیچ تردیدی، آمادگی شنیدن انتقادات صریح و صادقانه را در خودتان پرورش دهید.

روش دریافت انتقادات را تغییر دهید

مردم اغلب از انتقاد مسقیم و صریح طفره می روند و بیشتر تلاش می کنند مهربان و صمیمی بنظر آیند تا اینکه با آگاه کردن شما از نقاط ضعف تان، برای شما سودمند واقع شوند.بهرحال اگر شیوه وصول انتقادات را نسبت خودتان تغییر دهید، آنگاه براحتی خواهند توانست صادقانه تر،در فضایی آکنده از امنیت و صممیت، به اظهار نظر بپردازند.

یکی از شیوه هائی که میتوانید دیگران را ناگزیر به انتقاد از خود نمایید، اینست که نقاط ضعف را در معرض نظر سنجی قرار دهید. مثلاً سوالاتی از این قبیل که بزرگترین نقطه ضعف این محصول، طراحی، مقاله یا رساله پایان نامه چیست؟ این سوال، مخاطب را در معذوراتی قرار میدهد که دیگر قادر به ارائه اظهار نظر پیش پا افتاده نخواهد بود.یا سوال دیگری مثل: اگر جای من بودید چطور با این مشکل مواجه می شدید؟ این سوال برای مخاطب شما، امکان بی نظیری را فراهم می کند که در لفافه، از نقاط ضعف نامحسوس و جزئیات ظریفی مطلع شوید که در شرایط عادی به ندرت به شما گوشزد می شود، بدون اینکه دیگران را مجبور کند از لحنی انتقادی برای بیان واقعیت ها استفاده کنند. اینگونه جزئیات درصورتیکه بدنبال رشد و پیشرفت در امورتان هستید، باید برای دانستنش لحظه شماری کرده و بشدت برای دانستن آنها سعی کنید. مورد انتقاد واقع شدن ممکن است ناخوشایند باشد، ولی فقط کمی روی نفس تان پا بگذارید و خود را از گرفتاری در بن بست ها، رها سازید.