بایگانی دی, ۱۳۸۸

آیا دوستان ممتاز الزاماً هم فکر هم هستند؟

دی ۹م, ۱۳۸۸

اینطوری بار آمده ام، از خانواده،اجتماع ، آموزش و تحصیل و طبیعتاً معتقد هم بودم که دوست من کسی است که فسلفه و ارزشهای مشابه به من داشته باشد.

تردید های من از کجا شروع شد؟

در یکی از مقاطع تحصیلی دانشگاه، یک همدرسی داشتم از اهالی آمریکای لاتین. ظرف مدت کوتاهی ما تبدیل به دوستانی صمیمی شدیم، درحالیکه می شد براحتی گفت که ما هیچ وجه مشترکی نداشتیم.وجه مشترک ما وضعیتی بود که در آن بودیم، هر دو از سرزمینی دور و ناشناخته آمده بودیم ( البته در محلی که تحصیل می کردیم) و ضعف هر دوی ما، برقراری ارتباط با دیگران بود.شما تصور کنید که من ورزشکار بودم، اهل تندخوانی(مطالعه سریع)، روی پای خودم بودم( هزینه تحصیلم در عین جوانی را از محل درآمدم می پرداختم) و دست آخر عادات کاملا متفاوت غذا خوردن، دین و مذهب و غیره، با کسی دوست شده بودم که سیگار میکشید، خرج تحصیلش را والدینش را هنوز تامین می کردند،اصلاً اهل مطالعه نبود (بجز مرتبط با درس البته)، سبزیجات می خورد و خلاصه بسیاری از سلایق اش صدوهشتاد درجه با من فرق می کرد.

مشارکت

واقعاً ارزشهای مشترک بنیان دوستی پایدار را تشکیل می دهند؟

به انسانهایی برخوردم که اشتراکات زیادی با من داشتند ولی بعنوان یک دوست قابل اتکا نبودند، دلیل و عاملش هر چه بود بماند ولی سلایق شان بطرز عجیبی با من مشابه و گاهی یکسان بوده است.بر عکس همین مساله هم برای من صادق بوده است. بنظرم که برخورد سلایق متضاد، استعداد رشد را افزایش می دهد.

چه چیز باعث یک دوستی قوی و پایدار می شود؟

ممکن است عقاید مشابه ما را به هم نزدیک کند ولی اگر با انسانهایی که درگیر شرایط یکسان ما هستند، برخورد کنیم، چون همه در یک جهت تلاش میکنیم و درگیری های مشابه داریم، یک حس احیاناً همدردی بین مان شکل میگیرد که بمراتب کششی بالاتر از سلایق مشترک ایجاد میکند.

چطور قانع شدم؟

وقتی که فرانسه می خواندم، به استادی ( از نظر سن و سطح تحصیلات) برخوردم که پنج زبان دیگر را می دانست، نویسنده بود و من اصلاً سر از این رشته در نمی آوردم، اهل ساز زدن بود و سلایق و علایق بسیار متفاوتی با من داشت.بنظر خند دار می آید ولی وجه مشترک هر دوی ما این بود که فرانسه می خواندیم و بلا نسبت هر دو مثل چه در آن گیر افتاده بودیم.

تضارب آرا و اندیشه باعث رشد و تعالی انسانها می شود و در آنها انگیزه های مشترک ایجاد میکند.براستی ما را چه می شود که در یک مملکت زندگی میکنیم و مسایل مشترک و بی شماری همه ما را شادمان یا آزرده می سازد ولی اختلاف عقیده مانع دوستی بین ما می شود.بیراهه نمی رویم؟

عقاب در گردباد – چشم انداز کوتاه مدت دلار آمریکا (قسمت دوم)

آذر ۱۹م, ۱۳۸۸


ادامه قسمت اول <<

  • موجودی دارایی های ثابت فدرال رزرو

gold

بر اساس قانون گرینزپن-گایدوتی بروز نکول در اقتصاد آمریکا قطعی است.با اینکه دولت از ذخایر پشتوانه ای نیز برخوردار است لذا با بررسی اجمالی درباره حجم آن در می یابیم: طلا حدود هشت هزار و یکصد و سی و سه تن طلا که در نوع خود در دنیا در مرتبه اول قرار دارد.با قیمت های فعلی در حدود سیصد بیلیون دلار می ارزد ، نفت تحت عنوان ذخیره استراتژیک دولت شناخته می شود نیز در حدود هفتصد و بیست و پنج میلیون بشکه نفت که حدود پنجاه و هشت بیلیون دلار ارزش دارد و سبد ارزهای خارجی که بر اساس آمار منتشره توسط صندوق جهانی پول، دولت آمریکا معادل یکصدو سی و شش بیلیون(میلیارد) دلار ذخیره سبد ارزی دیگر کشورها را نگهداری میکند.در مجموع رقمی بالغ بر پانصد بیلیون دلار می شود که از رقم کل بدهی های خارجی این کشور بسیار کوچک تر است.

  • حجم کسری کوتاه مدت

dollar-bounced

بر اساس آنچه که بانک مرکزی ایالات متحده اعلام کرده است، ظرف مدت دوازده ماه آینده دو تریلیون دلار از بدهی های آمریکا سر رسید خواهد شد.فقط با بررسی دیون کوتاه مدت خواهیم فهمید که بانک مرکزی ناگزیر از تامین دو تریلیون دلار دیگر برای پرداخت بدهی خارجی خود خواهد بود. اگر این فقط یک مساله داخلی بود امکان داشت که این کسری منجر به بحران برای آمریکا نشود ، ولی از سال هزارو نهصد و هشتاد و پنج به بعد دولت آمریکا یک بدهکار تمام عیار بین المللی بوده است.امروز خارجی ها مالک چهل و چهاردرصد از بدهی های آمریکایی ها هستند، بعنوان مثال فقط در مورد همین دو تریلیون دلار، رقمی بالغ بر هشتصد و هشتاد میلیارد دلار طلب خارجی ها از ملت آمریکاست که از رقم دارایی های ثابت پانصد میلیارد دلاری آنها بیشتر است. لازم است به این نکته نیز توجه داشته باشیم که این رقم فقط شامل بدهی فعلی آمریکا می شود و دفتر تهیه و برنامه ریزی بودجه دولت آمریکا، کسری بودجه ای معادل هزار و پانصد میلیون دلار را برای سال آینده نیز برآورد کرده است که مجموع این دو رقم در نهایت بالغ بر کسری سه هزار و پانصد میلیون دلار طی دوازده ما آینده خواهد بود.

  • این پول از کجا تامین خواهد شد؟

penniless

کل سپرده بانکی آمریکایی ها در حدود سالانه ششصد بیلیون دلار است، با فرض اینکه همه مردم تمام پس انداز خود را پشتوانه بدهی خارجی آمریکا کنند باز چیزی در حدود سه هزار میلیارد دلار کسری وجود خواهد داشت.این رقمی معادل چهل درصد سرانه کل تولید ناخالص ملی آمریکاست. آیا دولت می تواند روی سرمایه گزاران خارجی حساب باز کند؟ به اتکای همین قانون گرینزپن-گایدوتی بانکهای مرکزی هند، روسیه خرید اوراق قرضه دلاری بانک مرکزی امریکا را متوقف کرده اند و بجای آن سرگرم خرید مقادی قابل توجهی طلا هستند.هندی ها اخیراً دویست تن خرید کرده اند و گزارشات از منابع مختلف حاکی از آن است که روسیه تصمیم به دوبرابر کردن ذخایر طلای فعلی خود گرفته است.

  • ماشین چاپ پول- فرشته نجات

Print Press

تنها گزینه پاسخگوی نیاز مبرم دولت آمریکا، ماشین چاپ پول فدرال رزرو ایالات متحده است. به همین منظوز پیشا پیش دو تریلیون دلار بابت پوشش بدهی های اوراق قرضه و وام های رهنی به بازارهای مالی تزریق کرده اند، که خود باعث ضعف دلار و کاهش ارزش اوراق قرضه بانک مرکزی شده است.دیر یا زود وام دهندگان به آمریکا ( خریداران خارجی دلار) بر سر یک دوراهی قرار خواهند گرفت، کماکان به خرید اوراق قرضه دلاری ادامه داده و شاهد کاهش تدریجی ارزش دلار باشند یا اینکه با تبدیل دلارهایشان به طلا پناه ببرند تا جبران ضررهای قبلی شان ناشی از سرمایه گزاری روی دلار باشند.بهرحال آنچه محرز است کسی سرمایه گزاری بیشتری روی دلار نخواهد کرد. بنظر می رسد برزیل، کره جنوبی و شیلی که جزو بزرگترین بانکهای مرکزی با کمترین حجم ذخیره طلا هستند به زودی به صف آندسته از مشتریان طلا که از دلار روی برگردانده اند خواهند پیوست. هیچ یک از این سه کشور حتی معادل یک درصد ذخیره پشتوانه ای طلا هم ندارند. تمام عوامل برشمرده فوق قطعاً باعث کاهش ارزش دلار خواهد شد و توقع می رود که این روند ظرف هیجده ماه آینده بوقوع بپیوندد.