اینطوری بار آمده ام، از خانواده،اجتماع ، آموزش و تحصیل و طبیعتاً معتقد هم بودم که دوست من کسی است که فسلفه و ارزشهای مشابه به من داشته باشد.
تردید های من از کجا شروع شد؟
در یکی از مقاطع تحصیلی دانشگاه، یک همدرسی داشتم از اهالی آمریکای لاتین. ظرف مدت کوتاهی ما تبدیل به دوستانی صمیمی شدیم، درحالیکه می شد براحتی گفت که ما هیچ وجه مشترکی نداشتیم.وجه مشترک ما وضعیتی بود که در آن بودیم، هر دو از سرزمینی دور و ناشناخته آمده بودیم ( البته در محلی که تحصیل می کردیم) و ضعف هر دوی ما، برقراری ارتباط با دیگران بود.شما تصور کنید که من ورزشکار بودم، اهل تندخوانی(مطالعه سریع)، روی پای خودم بودم( هزینه تحصیلم در عین جوانی را از محل درآمدم می پرداختم) و دست آخر عادات کاملا متفاوت غذا خوردن، دین و مذهب و غیره، با کسی دوست شده بودم که سیگار میکشید، خرج تحصیلش را والدینش را هنوز تامین می کردند،اصلاً اهل مطالعه نبود (بجز مرتبط با درس البته)، سبزیجات می خورد و خلاصه بسیاری از سلایق اش صدوهشتاد درجه با من فرق می کرد.
واقعاً ارزشهای مشترک بنیان دوستی پایدار را تشکیل می دهند؟
به انسانهایی برخوردم که اشتراکات زیادی با من داشتند ولی بعنوان یک دوست قابل اتکا نبودند، دلیل و عاملش هر چه بود بماند ولی سلایق شان بطرز عجیبی با من مشابه و گاهی یکسان بوده است.بر عکس همین مساله هم برای من صادق بوده است. بنظرم که برخورد سلایق متضاد، استعداد رشد را افزایش می دهد.
چه چیز باعث یک دوستی قوی و پایدار می شود؟
ممکن است عقاید مشابه ما را به هم نزدیک کند ولی اگر با انسانهایی که درگیر شرایط یکسان ما هستند، برخورد کنیم، چون همه در یک جهت تلاش میکنیم و درگیری های مشابه داریم، یک حس احیاناً همدردی بین مان شکل میگیرد که بمراتب کششی بالاتر از سلایق مشترک ایجاد میکند.
چطور قانع شدم؟
وقتی که فرانسه می خواندم، به استادی ( از نظر سن و سطح تحصیلات) برخوردم که پنج زبان دیگر را می دانست، نویسنده بود و من اصلاً سر از این رشته در نمی آوردم، اهل ساز زدن بود و سلایق و علایق بسیار متفاوتی با من داشت.بنظر خند دار می آید ولی وجه مشترک هر دوی ما این بود که فرانسه می خواندیم و بلا نسبت هر دو مثل چه در آن گیر افتاده بودیم.
تضارب آرا و اندیشه باعث رشد و تعالی انسانها می شود و در آنها انگیزه های مشترک ایجاد میکند.براستی ما را چه می شود که در یک مملکت زندگی میکنیم و مسایل مشترک و بی شماری همه ما را شادمان یا آزرده می سازد ولی اختلاف عقیده مانع دوستی بین ما می شود.بیراهه نمی رویم؟

انجمن تحلیلی و خبری ایران و آمریکا
برای ایران
دنباله
فرند فید
آقا چرا اکانت فرفر رو پاک کردی؟
ای بابا
————————————-
شاهد یک عکس از ماشینم گذاشتم دیدم یک سری بیمزه بمن گفتند مرفه بی درد! آخه زندگی که با زحمت اون هم در خارج از ایران بدون هیچ رانت و وام و توصیه ای درست کردم هم باید به احترام آقایان نابودش کنم تا با معیارهای ایشون بخونه؟!! آقای محصولی ثروتش خیلی خیلی از من بیشتره چرا به ایشون نمیگن مرفه بی درد؟ ثروت از کی تو دین و مصب ما شده گناه و معصیت که ما بی خبریم؟بعد هم چرا پیشرفت آدمها تو زندگیشون عادی تلقی نمیشه؟تلقی من اینه که اصلا این آدمها پیشرفت بدون دوپینگ را غیر ممکن می دانند.حق هم دارند ولی فضای قالب وب ۲ فارسی اینه و واقعیت رو پذیرفتم.اونجا هم جای من نیست همونطور که بالاترین هم نبود.اصلاً عطای فضای وب ۲ فارسی را به لقایش بخشیدم. :دی